ایران تورکمنلری 2000-نجئ یئلئنگ 15-نجی یانوارئندا، شنبه گونی یئنه بیر عزیز اوغلونئ ییتیردی. اوُل تؤورگیندأکی أحلی آداملارا، دوغان-غارئنداشلارئنا سویجی دیل بیلن، گولر یوز بیلن غاراسا-دا، اوُنگا غارایئشلار بئیله بوُلمادئ. اوُنونگ قادرئنئ بیلیأنلردن، بیلمیأنلرینگ سانئ  کؤپ بوُلدئ.

دأده سی نینگ آدئ پوُلات، اؤزۆندن اولئ اۆچ (غوُوشاق، یارمحمد و آمانلئ) اؤزۆندن کیچی-دا بیر دوغانئ (حالئم) باردئ. اوُنونگ اؤزۆندن اولئ ایکی آیال دوغانئ باردئ (بیری غوربانتأچ- اول مرحوم شیرلی توماجئنگ اجسی)

مأمی شیر بیلن بارئپ 1325(1947)-نجی یئلدا گنبدقابوس شأحرینده «قابوس» مدرسه سینده تانئشدئم. شوُل واغتلار بو شأحرده بیر ارک بیر-ده غئز (آذرمیدخت) مدرسه سی باردئ. من 4-نجی کلاسدان 5-أ گچه نیمده مرحوم دکتر محمدشیر جافاربای (اولئ ایل اوُنگا مأمی شیر دییأر) باشلانغئچ مکدبینگ 6-نجئ کلاسئنئ غوتارئپ، اوُرتا مکدبه (7-نجی کلاسا) گچیپدی. مرحوم دکتر جافاربای 9-نجئ کلاسئ غوتاراندان سوُنگرا گۆرگن شأحریندأکی ایکی یئللئق موغاللئمچئلئق مکدبینه (دانشسرای مقدماتی) گیردی و اوُنئ غوتاردئ. شوُندان سوُنگ اوُل دؤولتینگ بللأن اوُباسئندا موغاللئم بوُلوپ ایشلمِلیدی. یؤنه اوُل ایکی یئللاپ دؤولتینگ اؤزۆنه ادن حارجئنئ تؤلأپ، موغاللئم بوُلماغئنگ یرینه، آلمانیا اوُقووا غایئتدئ. دیل اؤورندی، مدیسینا فاکولتتینه گیردی، اوُنئ غوتاردئ، حیرورگ- جراح بوُلدئ و اوزاق واغتلاپ-تأ پنسیا/بازنشسته/ چئقیانچا-دوُکتوُر بوُلوپ، آداملارا حئزمات اتدی.

اوُل دوُکتوُر بوُلسا-دا اؤزۆنینگ ایلکینجی اؤورنن کأرینی- موغاللئمچئلئغئ دوُوام اتدیردی، یؤنه مکدپلرده دأل-ده حالقئنگ آراسئندا، جمغیتچیلیک ایشلرینه ائقجام غاتناشماق بیلن، الی یووقا آداملارا مادی و معنوی غوُلدا بردی و هیچ واغت بو اوغورداقئ  کؤمِگینی غایغئرمادئ. یؤنه اوُنونگ ایکی دوُستئ- بیریسی 70، بئیلکِیسی 20 مۆنگ مارک قارض آلان پوللارئنئ برمأن یؤرندیکلریندن مرحوم زیره نیپ گۆرّۆنگ برسه-ده هیچ واغت اوُلارئ یامانلاپ سؤز آیتمادئ. دکتر مأمی شیر تۆرکمنلر آیتمئشلایئن «سۆنگکسیز» غوُوئ ییگیتدی.

دکتر مأمی شیر تۆرکمن مدنیتینی و کولتورئنئ حاص دۆیپلئ اؤورنمأگه حوُوسجنگدی. شوُل اساسدا 1970-نجی یئلدا «تۆرکمن آتا سؤزلری» دین یئغئندئسئنئ تاییارلادئ.

مرحوم دکتر جافاربای اؤز دوُستلارئنا، دنگ-دوشلارئنا، اولئ ایله نأحیلی آدام بوُلوپ، نأحیلی یاشاماغئ اؤوره دن آدام. آخئر سوُنگئ استانبولدا یاغتئ جهاندان غایتدئ. اوُل گنبدقابوسئنگ غوُنوُمچئلئغئندا انه-آتاسئ نئنگ یانئندا جایلاندئ.

یاتان یرینگ یاغتئ، جایئنگ جننتدن بوُلسون، عزیز مأمی شیر.

                                                                                                           دکتر محمت غئلئچ/نوبری


بخشی از سخنان دکتر مشیری یکی از دوستان نزدیک دکتر مأمی شیر جعفربای

که در مراسم فوت وی که توسط انجمن فرهنگی تورکمن های کلن برگزار شد، ایراد کردند:

 «... محمدشیر دوره تحصیلات ابتدایی را در گنبد گذراند و از سال 1947 تا 1953 مشغول فرا گرفتن علوم پیش دانشگاهی در یکی از دبیرستانهای تهران بود. او در سال ۱۹۵۶ میلادی، بعد از پایان تعطیلات عید نوروز، عازم آلمان شد و در دانشکده پزشکی دانشگاه Mainz ثبت نام کرد. امتحانات فیزیکوم را در نیمه دوم سال ۱۹۵۹ با موفقیت به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی عازم Dusseldorf گشت. در تاریخ 25/7/1960موفق به دریافت دیپلم در رشته پزشکی شد و در بیمارستانهای مختلف آن شهر به کار آموزی و کارورزی پرداخت. نزدیک به دو سال آسیستان بخش جراحی بیمارستانهای شهرداری شهر  Neu-Ulm و یکسال هم آسیستان بخش جراحی دانشگاه Dusseldorf بود. مدتی نیز در بخش زنان و زایمان بیمارستان knappschaft شهر Essen کار میکرد.

از اول مارس سال ۱۹63 تا سی ام آوریل سال ۱۹64 در بخش جراحی بیمارستان مأری شهر دوسلدورف و یکسال تمام نیز در بخش جراحی بیمارستان Neu - Ulm سابقه خدمت داشت. دوره تخصصی جراحی را در بیمارستانهای شهرداری و دانشگاه دوسلدورف به پایان رسانید و بعنوان جراح در بیمارستان خصوصی "کرایفن اشتاینر" واقع در شهر Neuss مشغول به کار گشت. از نیمه دوم سال ۱۹85 تا آخر سپتامبر ۱۹۸۸ در شهر Neuss مطب عمومی داشت و سپس مدتی هم تحت عنوان سرپزشك در سناتوريوم شهر Bad - soden - Allendorf واقع در ناحيه شمال غربی ایالت Hessen کار می کرد.

جعفربای عضو فعال سازمانهای دانشجویی پیش از تأسیس کنفدراسیون بود. در همایش های علمی و ادبی و همایش های سیاسی همیشه حضور داشت. در اوایل انقلاب ریاست انجمن ایرانیان دمکرات مقیم آلمان در شهر دوسلدورف را بر عهده داشت و همواره از آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی برای کلیه مردم بطور یکسان دفاع میکرد.

او همیشه اهل بحث و جدل بود ، بویژه در زمینه مسائل سیاسی و اجتماعی، سیاست با خونش عجین شده و به عقاید خویش بی اندازه پایبند بود. در ابراز عقاید خویش بی پرده سخن می گفت. هرگز بیمی به دل راه نمی داد و از هیچکس هم نمی هراسید.

او همه کس و همه چیز را در وهله نخست زیبا می دید و در جوهر وجود هر انسانی جوهر پاکش را می جست، خوبیهایش را برجسته می کرد و از زشتی هایش با اشاره ای کوتاه در می گذشت. او فرق بین زندگی و زندگانی را هم یافته بود. با زندگانی موافق بود و از زنده ماندن جان به هر شکل دفاع می کرد زیرا به وجود جهان دیگری باور نداشت لیکن زندگی به هر قیمتی را نمی پذیرفت. وی می گفت اگر زندگی انسانها بخواهد به بهای از دست دادن شرافت، انسانیت، آزادی و عدالت اجتماعی ادامه یابد، مرگ صدها بار از آن زندگی زیباتر است.

او بعد از گذار از پستی و بلندیهای زندگی و گسستن هزاران بند غم سرانجام بر اثر عارضه سرطان درگذشت.

دوستان محمد خدمات و محبت های او را از یاد نمی برند و برایش ارج فراوانی قائل اند.

و ما در پایان سخن این رویداد دردناك را به بازماندگانش بویژه به دختر فرزانه  اش سارا و همسر پر حوصله اش، سی بل Sibel، از صمیم قلب تسلیت می گوییم.»

منبع سخنرانی مشیری: ایل گون نشریه سی. ش 13/ سال 1378

--------------------------------------------------------------------

دکتر مامی شیر جعفربای عضو حزب توده ای ایران بود. اوایل انقلاب به ایران آمد. وی را نخستین بار با یکی از رفقا پس از انقلاب در دفتر کشاورزی در خیابان خمینی(پهلوی سابق) که متعلق به خانواده جعفربای بود ملاقات کردم. اعلام آمادگی کمک مالی برای حزب در گنبد کرده بود.برای گرفتن دفتری برای حزب توده ایران در شهر گنبد کاوس کمک بسیاری کرد. در همین راستا ساختمانی گرفته شد که متعلق به آقای آ... و دو طبقه بود و جنب دبیرستان دولتی کاوس قرار داشت و توده ای ها آنجا را تعمیر و آماده کرده بودند تا دفترحزب را افتتاح کنند، متاسفانه توسط چریکهای فدایی خلق ترکمن گنبد کاوس به تصرف عدوانی در آمد و به زور گرفته شد. وکیلی هم که ترکمن بود و حزب برای این منظور گرفته بود با تلاشهایی هم که در آن شرایط روز کرد نتوانست کاری از پیش ببرد. در همان اوایل انقلاب چندین بار دیگر رفیق ممی شیر را ملاقات کردم که یکبار آن در خانه برادرش که در آنجا بسر می برد همدیگر را دیدیم. رفیق ممی شیر به گفته خودش آثار مارکس را به زبان آلمانی خوانده بود.

 پس از انقلاب چندین بار با رفیق ممی شیر در آلمان دیدار کردم و دوبار هم به خانه من در شهری که در آلمان زندگی می کنم آمد. در این گفتگو ها وی به سفری که به همراه دیگر ترکمنهای آلمان و ...به ترکمنستان کرده بود سر صحبت را باز کرد. وی از این سفر و نتیجه آن راضی نبود. ایراد وی به این مسئله این بود که چرا کسان ترکمنی که به ترکمنستان رفته اند وبا نیازوف رئیس جمهور ترکمنستان دیدار کرده اند خود را قیم و نماینده ترکمنهای ایران جا زده اند. ترکمنهای ایران اینها را نماینده و قیم خود نمی دانند. وی از این بابت ناراحت بود.رفیق ممی شیر تعدادی کتابهای حزبی پیش دکتر محمد قلیچ نوبری داشت که وی به او داده بود که این کتابها را مطالعه کند.

 این کتابها را بعدا دکتر نوبری بمن داد. دکتر محمد قلیچ نوبری که من از نزدیک می شناسم یعنی میتوان گفت که در ایران تقریبا همسایه قدیمی ما بود، چندین بار از شهر مونیخ برای دیدار پیش من آمد. وی در آن وقت در رادیو آزادی در شهر مونیخ در بخش ترکمنی آن کار می کرد. رفیق ممی شیر تا آخر توده ای ماند. در سالیان آخر در آلمان هر از گاهی ارتباط تلفنی با هم داشتیم.آخرین باری که وی را در شهر بُن دیدم متاسفانه بسیار مریض بود. زنده یاد رفیق ممی شیر جعفربای با ابتلاء به بیماری سرطان درگذشت.

یادش گرامی باد!

رحیم کاکایی

 

دیدگاه‌ها  

0 #1 Wekil Tekei 1397-02-24 20:49
ضمن تشکر از نویسندگان یادنامه لازم به تذکر است که بخش مهمی از زندگی و مبارزه رفیق مامی شیر و دلیل عدم وابستگی وی به طبقه خود و برگزیدن مسیر انسانی و پر مشقت مبارزه در راه تحقق حقوق کارگران و زحمتکشان در این نوشته عمداً و یا سهوا حذف شده است. رفیق مامی شیر از اوان جوانی از اعضای سازمان جوانان حزب توده ایران و بعد ها عضو حزب توده ایران بود. در باره وی از پدر بزرگ و پدرم شنیده بودم. ولی با رفیق در سال 1358 در گنبد کاوس آشنا شدم. آشنایی ام با وی در خیابان رخ داد. در آن سال (1358) در چهار راه "چه کنم" در خیابان اصلی شهر بساط کتابفروشی داشتم و تنها محلی بود که کتابها و نشریات حزب توده ایران و نشریه "نوید" در گنبد به فروش گذاشته می شد. رفیق هر روز مشتری بساط و مشوق بنده بود. بعد از مهاجرت بار اول دکتر را در شهر برلین غربی (آن زمان برلین شرقی هنوز وجود داشت.) و بعد از استقلال جمهوری ترکمنستان در شهر عشق آباد ملاقات کردم. تکیه کلام وی "انسان باش" و "همه چیز برای انسان" بود. و جوانان را هم به برگزیدن راه و منش انسانی تشویق می کرد. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط:

یاد معلم دلسوز و انقلابی تورکمن آبا آبایی گرامی باد !

سی امین سالگرد قنل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ - اسامی اعدام شدگان تورکمن

ادبیاتچی عالئم مرحوم آحمات بکمئرادووی یاتلاپ ! آمریکانی کیم آچدی؟

"دروازه های تمدن بزرگ" پهلوی در تورکمن صحرا به روایت تصویر

تورکمن ها و انقلاب مشروطیت

بیش از ۴۰ هزار بچه ماهی خاویاری از تورکمن صحرا به ۱۷ استان کشور ارسال شد

آمار بازدید کنندگان

بازدید امروز : 19
بازدید دیروز : 171
بازدید هفته :863
بازدید ماه :4839
بازدید کل :47912

شخصیت های مهم تورکمن

بیاد جانباختگان جنبش ملی تورکمن

  • توماج
    توماج
  • حاج محمد آخوندی
    حاج محمد آخوندی
  • جلیل ارازی
    جلیل ارازی
  • محمد اراز بهنام
    محمد اراز بهنام
  • حکیم شهنازی
    حکیم شهنازی
  • پرویز ایران پور
    پرویز ایران پور
  • سافارگل خالدزاده
    سافارگل خالدزاده
  • نورقلی پور
    نورقلی پور
  • سلیمان محمدی
    سلیمان محمدی
  • حمید یگن محمدی
    حمید یگن محمدی
  • عبدالله قزل
    عبدالله قزل
  • دورت لر
    دورت لر
  • رحمان بردی ندیمی
    رحمان بردی ندیمی
  • بهروز آخوندی
    بهروز آخوندی
  • انین گوگلانی
    انین گوگلانی
  • آرچا بصیری
    آرچا بصیری
  • قربان شفیقی
    قربان شفیقی
  • آتا خانجانی
    آتا خانجانی
  • حمید فرجاد
    حمید فرجاد
  • بهمن ایزدی
    بهمن ایزدی
  • توماجی پور
    توماجی پور
  • خدایبردی پنق
    خدایبردی پنق
  • صوفی زاده
    صوفی زاده