ahun gorgani

اخیرا کتابی بدستم رسید با عنوان "محمد آخوند گرگانی" پرسابقه ترین نماینده مجلس" بقلم دوست فرهیخته ام موسی جرجانی که در آن از فعالیت های این شخصیت در دوران نمایندگی مجلس شورایملی اطلاعات جالبی داده می شود. در بخش نخست کتاب به شجره خانوادگی محمد آخوند اشاره می شود، در بخش های بعدی از نطق های پیش از دستور ایشان مخصوصا بهنگام اشغال ایران توسط ارتش سرخ شوروی، غارت و چپاول افسران ایرانی از روستاهای تورکمن نشین، مسئله خان جنید و کشته شدن سربازان ایرانی در روستای خیرخوجه توسط تورکمنهای به خشم آمده سخن به میان می آید. اسناد تاریخی بسیار جالبی نیز ضمیمه شده است. من بخش هایی از این کتاب را برای مطالعه خوانندگان سایت اینجا می آورم و برای مولف این اثر آرزوی موفقیت بیشتر دارم.

kitab 

عنوان کتاب:  محمد آخوند (برجسته ترین و پرسابقه ترین وکیل تاریخ معاصر ترکمن های ایران)

مؤلف: موسی جرجانی

ناشر: انتشارات ایل آرمان

چاپ اول. تابستان 96

از سخنرانی محمد آخون در مجلس:

«...عرض دیگر بنده راجع به امنیت است. در این مسافرت اخیر که وارد بندر شاه شدم کلیه رؤسای ایلات جعفربای به اصلاح [دوستانه] استقبال کردند. ضمنا شکایت و داد و فریاد از عدم امنیت داشتند و همچنین کلیه ایلات اعم از هر طایفه از نداشتن امنیت نگران بودند که در واقع تا به حال چنین نا امنی در آن جا دیده نشده بود چون که سابقا که سلب امنیت می شد مقصود مفسدين و سارقین، بردن اغنام و احشام و این قبیل چیزها بود ولی این دفعه عدم امنیت کار را به جایی رسانیده بود که شب و روز توی خانه مردم به طور آشکار رفته و اظهار می کردند که هزار با دو هزار تومان بدهید اگر ندهید شما را می کشم مردم هم برای حفظ جان خود می دادند. حتی بعد از ورود بنده هم این اتفاق چند مرتبه برای مردم واقع شد که امید به جان خودشان نداشتند. نداشتن امنیت از عدم لیاقت ژاندارمری محل است. مسلم است مفسدین و سارقین وقتی که بییند کی[هیچ کس] مانع از شرارت آنها نیست خورده خورده [کم کم] شرارت آنها بزرگتر می شود. بالاخره اقداماتی که بلکه همان طور که عرض شد اسلحه اشرار را گرفته و تسلیم نمودم و عجب [کار خوبی] می کنم ...که روزنامه "ظفر" چه طور آشکارا توهین وارد می کند به این معنی که "گرگانی" مشغول پخش اسلحه و تحریکات ارتجاعی می باشد. البته تصدیق می فرمایید که این توهین را فقط تنها به بنده وارد نیاورده بلکه به دولت خودمان و به دولت همسایه اتحاد جماهیر شوروی هم وارد می کند زیرا که بنده کارخانه اسلحه سازی ندارم اگر چنین عملی کرده باشم بایستی اسلحه با از دولت متبوعه گرفته و به مردم داده باشم، تعجب این جاست که دولت چرا این قبیل انتشارات بی صحت که معنيش غرض سیاست و هوچی گری را می بخشد[نادیده میگیرد] و تعقیب نمی کند. خلاصه اگر یک وقت خدای نخواسته تقاضای اسلحه کنم آن هم صلاح و خیریت کشور را می بینم. چنان که قبلا امتحان خود را به دولت و ملت دادم و چند مرتبه اسلحه گرفته و کارهای برجسته را انجام دادم که یکی دو قسمت آن را برای استحضار به سمع اولیای دولت و نمایندگان ملت می رساند. در موقع اغتشاش و جنگ جنید خان حب الامر اعلی حضرت سابق مرحوم تیمور تاش وزیر دربار وقت به بنده دستور دادند برای کمک فکری فرمانده تیپ و قلع و قمع جنید خان به دشت رفتم....

دیگر- عملیات ناشایسته نظامی ها و ظلم و ستم آنها باهالی است گویا تا کنون دولت اقدام موثری در این خصوص ننموده اموال و اشیاء و وجوه بزور از اهالی گرفته اند به صاحبانش پس نداده. بنده تاکنون رفتار و عملیات زشت شرم آور مامورین دولت در مقابل نمایندگان محترم مجلس خودداری نمودم و اظهاری نکردم ولی چون تعدیات آنها از حد گذشته و به عملیاتی دست زده اند لذا در حضور نمایندگان محترم به سمع دولت می رسانم اگر پیش آمدی شود مسئول خود دولت است نه ملت. یکی از اشخاصی که تعدیات زیادی به مردم نموده "سروان حمیدی نام است (یکی از نمایندگان کی؟) سروان حمیدی که با یک عده سرباز در میان ایلات به منظور جمع آوری اسلحه رفته و تولید اغتشاش نموده و مردم را چپاول و غارت کرده غرض شخص مذکور جمع آوری اسلحه نبوده که با این عنوان در میان ایلات رفته بلکه فکرهای [منظور] دیگری داشته به عرض آقایان می رساند از وجوه و گوسفند و قالی که مشارالیه از قریه های مختلف گرفته با ذکر اسامی معین و معلوم:

 ١-از قریه نخورلی، هزارپا (مربع) قالی و ۲۰۰ (دویست) راس گوسفند

 2-از قریه دويدق گر کز دو هزار تومان وجه نقد

 ۳-از حصارچه و بچه دره پنج تخته قالی عبارت از صد و پنجاه پا(مربع)

4- از قریه طالار صدپا(مربع) قالی

و همچنین (سروان شریف زاده) که کلانتر غلامان (در مرز می باشد) از ملامراد نام یک هزار تومان وجه و به مساحت صد پا (متر) قالی گرفته است. و نیز در قریه مذکور سرهنگ قهرمانی نام به عنوان اخذ مالكانه از اهالی مطالبه مالكانه نموده که به دلایل زیر دولت حق مطالبه مالكانه ندارد که بدون جهت آقایان مامورین می روند اسباب اذیت و غارت رعیت بی چاره را فراهم می آورند. (آقای هژیر شما وزیر دارانی هستید گوش بدهید). اولا کلیه اهالی نام برده خرده، مالک هستند و هفتصد سال است که اجدادا و پدر پدر متصرف [مالک اصلی] بوده و می باشند. فقط در زمان شاه سابق اجبارا وجوهی به عنوان مالکانه از آنها دریافت می داشتند که آن هم مطلب معلوم و لازم به تذکر نیست. ثانیا كلیه مالكين آن حوزه عریضه به دادگاه مربوطه در موعد مقرره دارند که اکنون در جریان است و تکلیف قطعی معلوم و حرف هم نمی زند.

از خاطرات پسر آخوند:

«... در آن دوره تلفن نبود و خبرهای تازه ای از ترکمن صحرا نداشت. وقتی که به منزل می آید دو نفر ترکمن آمده بودند. یکی بنام خداقلی آق دیش [سیس]که در سن ۸۰ سالگی در مسابقات سوارکاری شرکت می کرد و فکر می کند حدود ۱۵-۲۰ سال پیش فوت کرده باشد. و دیگری بنام تاقان حاجی که هر دو از گنبد بودند. از آنها می پرسد در گنبد چه خبر که امروز شاه از دست من عصبانی بوده و بر من غضب کرد. آنها می گویند در روستای خیر خوجه در نواحی مرزی اترک اتفاق ناگواری افتاد. در آنجا یلمه ها ساکن بودند. وقتی که دختران وعروسان برای آوردن آب به کنار اترک می روند سربازان به آنها اذیت می کردند و متلک می گفتند و اهالی ده به پاسگاه شکایت می کردند و کی [هیجکس] به شکایت آنان توجهی نمی کرد تا اینکه اهالی ده از ناراحتی ۱۷ سرباز دولتی را کشتند و به شوروی فرار کرده به آن سوی مرز رفتند. محمد آخوند وقتی که از موضوع باخبر می شوند عین همین شنیده ها را مکتوب می کند و به دفتر رضاشاه تحویل می دهد. ... رضاشاه می گوید: سه نفر برای تحقیقات به آن محل بروند. یک نفر از طرف در بار یک نفر از طرف دولت و یک نفر از طرف مجلس که او محمد آخوند خواهد بود. محمد آخوند با دو نفر به آن محل برود و تحقیق کند و هر چه زودتر گزارش سفر را به من بدهد آن سه نفر با هم برای انجام مأموریت به گنبد و بعد به اترک می روند و تحقیق می کنند و بعد گزارش سفر خود را مکتوب کرده و به رضاشاء می دهند. از فراریان به شوروی هم تحقیق می کنند. او از شوروی اجازه می گیرد و سرهنگ غفاری را به آن سوی مرز می فرستد تا از فراریان تحقیق کند. او از مرز اترک به آن سوی مرز می رود و تحقیق می کند و بعد موقع برگشتن به گنبد می آید و به یکی از بزرگان می گوید: محمد آخوند خیالش راحت باشد من گزارش خوبی تهیه می کنم...این گزارش با گزارش گروه سه نفر درست در می آید و فراریان بی گناه بودند.»

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کتابهای منتشر شده

آمار بازدید کنندگان

بازدید امروز : 1063
بازدید دیروز : 1712
بازدید هفته :7685
بازدید ماه :17356
بازدید کل :81075

شخصیت های مهم تورکمن

بیاد جانباختگان جنبش ملی تورکمن

  • توماج
    توماج
  • حاج محمد آخوندی
    حاج محمد آخوندی
  • جلیل ارازی
    جلیل ارازی
  • محمد اراز بهنام
    محمد اراز بهنام
  • حکیم شهنازی
    حکیم شهنازی
  • پرویز ایران پور
    پرویز ایران پور
  • سافارگل خالدزاده
    سافارگل خالدزاده
  • نورقلی پور
    نورقلی پور
  • سلیمان محمدی
    سلیمان محمدی
  • حمید یگن محمدی
    حمید یگن محمدی
  • عبدالله قزل
    عبدالله قزل
  • دورت لر
    دورت لر
  • رحمان بردی ندیمی
    رحمان بردی ندیمی
  • بهروز آخوندی
    بهروز آخوندی
  • انین گوگلانی
    انین گوگلانی
  • آرچا بصیری
    آرچا بصیری
  • قربان شفیقی
    قربان شفیقی
  • آتا خانجانی
    آتا خانجانی
  • حمید فرجاد
    حمید فرجاد
  • بهمن ایزدی
    بهمن ایزدی
  • توماجی پور
    توماجی پور
  • خدایبردی پنق
    خدایبردی پنق
  • صوفی زاده
    صوفی زاده
  • حاللی حاللی زاده (آلغیر)
    حاللی حاللی زاده (آلغیر)
  • عبدالرحمان دلاور اینچه برون
    عبدالرحمان دلاور اینچه برون