اشاره: خدا بردی آونیق پس از چند سال اشتغال به دهیاری در روستاهای غرب ترکمنصحرا همانند دیگر دهیاران منطقه به اداره ی تعاون و امور روستا انتقال یافت واز آنجا باز نشسته شد.

در دوره دانشجوئی ام( اوایل دهه 50خورشیدی) زنده یاد خدای بردی آونیق درشهر بهبهان کارمند تبعیدی بود ومن آن سالها دوبار با وی ملاقات و گفتگو کردم وماجرا را آن زمان برایم تعریف کرد. او پس از انقلاب با واحد «تشکل فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن» دربندرترکمن همکاری داشت.
درسالهای بین 1325 تا1330 واحدهای ارتش آمریکا مستقر درایران بخشی از جیب هایش را از رده خارج کرده به فروش میرساند وتعدادی ازآنها را پولدارانی از ترکمنصحرا خریداری می کنند. آن زمان بعلت نبود تراکتور و قوی بودن آن جیب ها آنها را برای باربری از جمله انتقال خوراک دام ها درفصل زمستان وشخم زدن زمینها هم استفاده می کردند. ولی چون جیبها ارتشی بودند دارای رادیو با گیرنده های قوی هم بودند. بویژه تابستانها مردم شبها برای گوش دادن به کنسرت رادیو عشق آباد دور آن جمع شده دسته جمعی استفاده میکردند ولی روزها جوانان فعال تشنه ی اخبار واطلاعات برای تنظیم بولتن خبری بطور نوبتی اخبار رادیو تهران درساعت 2 بعدازظهر را گوش میدادند تا دربحث وگفتگوهای درونی، بیرونی و درپیگیری برخی از رویدادهای مهم و قابل توجه استفاده نمایند.
زنده یاد خدای بردی یکی از آن جوانان فعال غرب ترکمنصحراست که روز25 مرداد1332 نوبت گوش دادن ویاد داشت برداشتن اش بوده. ولی وی به گفته ی خودش از شنیدن خبر شکست کودتا وفرار محمرضا شاه از ایران هیجان زده شده بر اطرافش می نگرد تا کسی را یافته بگوید که شاه از مصدق شکست خورده و فرار کرده ومردم تهران وچند شهر دیگر به خیابانها ریختند ومجمسمه هایش را پائین میکشند». ولی وسط روز یکی از گرم ترین ماه های تابستان است و مردم اگر کار خاصی نداشته باشند اغلب درخانه تا عصر در استراحتند و بیدارها هم آنها را مراعات میکنند. ولی او پس ازدویدن به اینور و آنور نجاری را می بیند که درسایه ای مشغول درست کردن تایمیل( نوعی قایق ترکمنی) است.
بطرف نجار میدود وپس از سلام بلافاصله خبر شکست کودتا برعلیه مصدق وفرارشاه به بغداد را میدهد. درحالیکه طبق رسم ترکمن ها پس از سلام به بزرگتر باید منتظر جواب سلام و اجازه او میماند.
ائرجب Erjeb اُستا درحال نگاه به او پس از اندکی سکوت میگوید » آتا سی نینگ دؤلی دیسنه، غاچان-دا خوُرمانگ بول یئرینه غاچیار»( = پس بگو چون فرزند خلف پدرش است، فرار هم که کرده بجایی که باید میرفته رفته،). خدای بردی جوان بی اختیار شروع به فاصله گرفتن می کند ولی ارجب استا صداش میزند برگردد ومنتظر نمانده بطرف اش رفته یواشکی «سن آتا بؤکه لرینگ تام یندا تیاتر اوینایان لاردان دألمی؟ دییپ سورایار( = تو جزو گروه بازیگران تئاتر درساختمان آتا بؤکه نیستی؟)و پس از شنیدن جواب ادامه میدهد: هاوا بولسا نأمه یوًره گینگ آغزینگ دان چیقیپ باریار( = بله باشد چرا اینقدر احساساتی شدید؟). شو یورت ده «بولشویک» لر حأکیم بولدی دیسه لر-ده ایلکی بیر صبر ادیپ گؤر. باردی- گلدی ترسینه بولاسا بیدرک یئره حورلانماجاق بول» دییپ ایزینا غایتیار( =دراین کشور اگر گفتند بلشویک ها هم حکومت را گرفتند، پنج روزی صبر کن. تا یکوقتی چرخ زمانه برعکس چرخید اذیت نشوی).
عصر آنروز با تلاش خدای بردی ونازدوردی نوشین با حضور تعدادی که پیداکردند جلسه فوق العاده برگزار میشود و وقتی که خدای بردی گفته های نجار را به اطلاع حضار میرساند یکی میگوید دایی اش گفته » آن پیرمرد رجب آخوند را نسبت به عثمان آخوند واقع بین وآینده نگر میداند». ولی مسئول جلسه مانع ادامه صحبت سر آن موضوع شده میگوید تا درشهر حرکتی نشود مردم روستا را نمیشه جمع کرد. بنابراین فعلن فقط رفتن دسته جمعی به شهر به رأی گذاشته شود. درنتیجه بغیراز یکنفر بقیه درتجمعات شهر شرکت کرده بعداز نیمه شب پس از دوساعت پیاده روی به خانه هاشان می رسند.
طبق توافق درشهر ازفردا 26م مرداد تظاهرات دسته جمعی فعالین غرب ترکمنصحرا بهمراهی طرفداران شان دریندر ترکمن، گومیش دپه، خوجا نفس وغیره صورت میگیرد ولی کودتای لعنتی 28مرداد 1332 اتفاق می افتد و روز30م مرداد درست پنج روز بعد، خدای بردی ودیگر اعضای جوانان انقلابی بهمراه مسئول تشکیلات شان زنده یاد نازدوردی دستگیر میشوند.


می توان تخمین زد در جامعه ی ترکمنصحرا از زمان جوانی ائرجب اُستا تا کنون حداقل چهار نسل پدید آمده. بدین جهت شاید این «گفتگو» پسگفتاری و یا جمعبندی هم لازم داشته باشد. دوست دارم خواننده های علاقمند به این نکته هم توجه نموده اظهار نظر نمایند. مطمئن باشید نتیجه کار شمه ای از تلاش وکوشش وشکست چهار نسل غرب ترکمنصحرا خواهد شد.


صحرأمیزینگ دپه سینده دومان بار

قورساغیندا چؤکۆپ قالان آرمان بار،
قالبئندا چیرای آچیان اومیت بار

چوو غیراتیم دولانالی یوردوما،
چوو غیراتیم دولانالی آل میدانا.

                                                                                                         

مرحوم خدای بردی آونیق درشرایط دموکراتیک ناشی از برکناری رضا شاه ازجانب سه کشور متفق زمان جنگ دوم جهانی بعلت همکاری با حکومت فاشیستی «نازیها» درآلمان، تا کوتای 28مرداد1332 درتشکیلات جوانان حزب توده فعال بوده و دوبار درتهران دوره آموزشهای حزبی را میگذراند وبدنبال کودتا دستگیر میشود. بعد از زندان درکرج دوره آموزش دهیاری را که بودجه اش توسط «اصل چهار ترومن» تامین می شده طی کرده تا انحلال وانتقال به اداره تعاون وامور روستا که بودجه اش را دولت ایران تامین میکند بکار دهیاری در روستاهای غرب ترکمنصحرا مشغول میگردد.
پس از سرنگونی نظام پهلوی مرحوم خدای بردی با کمیته انقلاب اسلامی که از ماه دوم سال 1358 به شورای شهر بندر ترکمن تبدیل شد همکاریهای فراوانی نمود. یکی از نمونه های قابل توجه آن همکاری با کمیته انقلاب اسلامی در رابطه با تهیه تومار درخواست اهالی برای نام جدید شهر و بردن آن بهمراه یک هیات به استانداری مازندران بود. تلاش خستگی ناپذیر او درگرفتن امضا از اهالی شهر و پیگیری اموراتی از این قبیل دربسیاری موارد برای مردم مفید وکارساز بود.
فکر میکنم یکی از کارهای خیرش در دوره باز نشستگی، موفقیت درراه اندازی انجمن روشندلان( ویا نابینایان) بندرترکمن و حومه درسال 1359برای افراد محروم از بینایی می باشد که بیشترشان قاری قرآن بودند. مرحوم با راه اندازی و به ثبت رساندن آن موفق شد درمحدوده ی بندرترکمن قطعه زمینی برای ایجاد خانه های نابینایان اختصاص یابد ونیز توانست امتیازاتی ازاین قبیل را برای خیلی از تهیدستان فراهم نماید.
زنده یاد خدای بردی درمطالعه نیز فعال بود. بویژه در رابطه با بعضی از مقوله های فلسفی وتئوری تشکیلات هرچه میدادیم با علاقمندی مطالعه وبا خلاقیت بحث و اظهار نظر می نمود. درگفتگو وبحث بر سر ایجاد تشکلی ازفعالین ترکمن در روز های پس از تظاهرات اربعین سال 1357 بطورفعال و موثر شرکت میکرد. او با طرح ضرورت تلاش در راه خنثی کردن آثار شوم فرهنگی استعمار از یکطرف وضرورت «به روز»شدنها بنا به مطالبه زمان ازطرف دیگر به تشکیل کانون فرهنگی و اجتماعی تاکید داشت.
جالب اینکه او مطالعه درباره ی ایندیویدوالیزم( فردگرایی) دربرابر کولکتیویزم( جمع گرایی) را که در بهبهان با شرکت در اجلاس «پان ایرانیست ها» شروع کرده بود پس ازقطع رابطه فعالین تشکل فرهنگی وسیاسی( بعلت مهاجرت) ادامه داده، برای شرکت در دیالوگ و دیسکوسیونها گاهی به کلاس آموزشی «پان ایرانیستها» ی درشهر استرآباد سابق( گرگان شده بدستور رضا شاه)میرفته است.
---------

 درماه دوم 1358 بنابه درخواست شورای شهر بندر ترکمن، کانون… سه نفر(احمد، جوما و من) را معرفی کرد. شورا درمسجدی تجمع ریش سفیدان و معتمدین شهر را ترتیب داد و رأی اعتماد گرفت. چند روز پس از آن «ستاد مرکزی شوراهای ترکمنصحرا » درطبقه دوم ساختمان شهرداری «ستاد شورا های منطقه غرب ترکمنصحرا» را دایر کرد. بدنبال آن زنده یاد پرویز ایرانپور از شورای شهر استعفا داد وجوما هم خود را کنار کشید ولی بهمراه احمد ازکانون انشعاب کرده «جمعیت آزادیخواهان ترکمنصحرا» راه انداخته به حزب توده پیوستند. ولی [جوما] هرگز به شورای شهر نیامد و بالاخره هم رفت تهران و ماندگارشد. ولی زنده یادان خدای بردی آونیق و محمد توماج در ستاد منطقه ای مسئولیت بعهده گرفته فعال شدند. آن زمان خدای بردی آونیق با پیش کشیدن بحث ضرورت پرهیز از مطلق نگری و نقش مهم برقراری تناسب برای ایجاد تعادل درتوجه به خلقی( مردمی)های «ایدئولوژی محور» و «برنامه محور»، گفت: انشعابیون از کانون بطرف تشکلی ایدئولوژیک خواهند رفت و جوانان پیشگام هم از دم «ایدئولوژی محور» هستند و در گنبد هم کانون را کنار زده تبدیل به نمایشگاه کردند و پیشگامی ها همه کاره شدند. البته چند روز قبل از بحث درستاد منطقه ئی مسأله تغییر تابلوی «کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن-بندر ترکمن» به»جوانان پیشگام بندرترکمن» توسط مرکزیت پنج نفری آن اتفاق افتاده بود و ما کانونی ها دفتر آنرا دریکی از اتاق های ساختمان آتش نشانی دایر کرده بودیم.

ادامه دارد

     یوسف کـُر ، یکم شهریور1396-23م اوت2017
                                                                                                      

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کتابهای منتشر شده

آمار بازدید کنندگان

بازدید امروز : 1599
بازدید دیروز : 1539
بازدید هفته :8329
بازدید ماه :12809
بازدید کل :76528

شخصیت های مهم تورکمن

بیاد جانباختگان جنبش ملی تورکمن

  • توماج
    توماج
  • حاج محمد آخوندی
    حاج محمد آخوندی
  • جلیل ارازی
    جلیل ارازی
  • محمد اراز بهنام
    محمد اراز بهنام
  • حکیم شهنازی
    حکیم شهنازی
  • پرویز ایران پور
    پرویز ایران پور
  • سافارگل خالدزاده
    سافارگل خالدزاده
  • نورقلی پور
    نورقلی پور
  • سلیمان محمدی
    سلیمان محمدی
  • حمید یگن محمدی
    حمید یگن محمدی
  • عبدالله قزل
    عبدالله قزل
  • دورت لر
    دورت لر
  • رحمان بردی ندیمی
    رحمان بردی ندیمی
  • بهروز آخوندی
    بهروز آخوندی
  • انین گوگلانی
    انین گوگلانی
  • آرچا بصیری
    آرچا بصیری
  • قربان شفیقی
    قربان شفیقی
  • آتا خانجانی
    آتا خانجانی
  • حمید فرجاد
    حمید فرجاد
  • بهمن ایزدی
    بهمن ایزدی
  • توماجی پور
    توماجی پور
  • خدایبردی پنق
    خدایبردی پنق
  • صوفی زاده
    صوفی زاده
  • حاللی حاللی زاده (آلغیر)
    حاللی حاللی زاده (آلغیر)
  • عبدالرحمان دلاور اینچه برون
    عبدالرحمان دلاور اینچه برون