hujum5

درد تاریخی ترکمن

  ترکمن، یک درد تاریخی دارد که تا تاریخ را منصفانه نخوانی آن درد را نخواهی شناخت و اگرمنصفانه بخوانی، تازه شناختن، با حس کردن درد، یکی نیست. باید در کنار آنها باشی، در میان آنها باشی، شریک درد آنها باشی تا چیزی حس کنی که وحشت انگیز است.

به تقریب همه سر سلسله  سلاطین ایران دست به قتل عام ترکمنها زده اند. خاطرتان باشد که می گویم: سر سلسل ها. هر وقت که حکومتی رفته است و حکومتی آمده، دردش را ترکمن کشیده و زخمش را ترکمن خورده. از تاریخ نگاری می گذرم، چرا که زمان، بسیار باریک است فقط این را می گویم که آقا محمد خان قاجار، از میان ترکمنها برخاست و در نخستین فرصت ترکمن کشی به راه انداخت. رضاخان قلدر ترکمنها را قتل عام کرد، فریب داد و نامردانه کشت، محمد رضا خان پهلوی ترکمنها را له کرد. در همان نزدیکی ها سردار بدنامی هست که براساس وصیتش، بر سنگ قبرش نوشته اند: «افتخار من این است که سه هزار ترکمن کشته ام.»

خویشان ترکمن ما، از ما چندان خویشی ندیده اند، چرا که ما دروغ های تاریخی را باور کردیم و همیشه بدون حضور شاکی واقعی به قاضی رفتیم.

رضاخان، صحرای پربرکت ترکمن را یکباره تصرف کرد. محمدرضا پهلوی به هنگام پس دادن ظاهری همین زمینهاء به جای آنکه ملک ترکمن را به ترکمن بدهد، قسمتهای عمده از این زمینها را به نوکرانش بخشید، به افسران بازنشسته به زمین خواران، به غارتگران، به متجاوزان بعضی هایشان ماندند و ترکمن ها را به جان آوردند، بعضی هایشان زمین های غصبی را به کشاورزان غیرترکمن فروختند و گریختند. برادران و خواهران سیاهکار شده شاه بهترین بخش از خاک ترکمن هارا با زور سرنیزه و آدمکشی به چنگ آوردند و ترکمن هارا به زمین های شورو برهنه شده نشاندند.

   تاریخ ترکمن صحرا، غم انگیزترین بخش از تاریخ حیات ملت ایران است. این شعار بسیاری از سلاطین بوده است: «ترکمن را بکش تا اصفهانی و خراسانی، تکلیف خود را بفهمند.»

حکام حیله گر میان قبایل ترکمن دشمنی انداختند و میان تیره ایشان، میان خانوادهایشان ومیان افرادشان.

از قزلباش ها بپرسيد تا بگویند که تاریخ چه برسر ترکمن ها آورده است. از سنگ نوشته های تخت جمشید بپرسید.

ترکمن ها گروهی از با فرهنگترین، عمیق ترین، مهربان ترین و فعال ترین افراد ایرانند، بعضی از چریکها میدانند که وقتی خواستند خود را پنهان کنند، به کجا گریختند و چه کسانی ایشان را پناه دادند.

ترکمن ها، هیچ چیز بیشتر از آنچه که همه مردم در سراسر ایران می خواهند، طلب نمی کنند. این عین واقعیت است حق السکوت نیست. شوخی نیست.

اگر سطحی و سرسری نگاه کنیم، به نظر می رسد که آنها خیلی چیزها می خواهند و به نظر می رسد که احتمالا بعضی چیزها را به ناحق می خواهند.

اما اگر به آنچه که در طول تاریخ و به خصوص در عصر پهلویان دزد از دست داده اند نگاه کنیم، تازه میفهمیم که آنچه می خواهند، با آنچه از کف داده اند، تناسبی بی عیب و نقص دارد.

می گویند:«ترکمنها، بلوچ ها را کتک زده اند و آواره کردند». اما می گویند که بلوچ ایرانی در ترکمن صحرای ایران چه میکند؟ مگر آنجا کار انبار شده است و ثروت از پارو بالا رفته است؟ مگر خاک صحرا با خاک بلوچستان چه تفاوتی دارد؟ ستم شاه ستمگر، بلوچهای گرسنه و درمانده را آواره کرد و ایشان را از پی سفری عظیم و تاریخی، به ترکمن صحرا رساند. آنجا، در ترکمن صحراه کار به قدر کارگر ترکمن هم نبود چه رسد به آن همه بلوچ. چه پیش آمد؟ کار ارزان و بیکاری وسیع، کارگر، حق کارگر را خورد. بلوچ با مزد کم بازوی کار ترکمن را شکسته به نان خالی رضا داد و بپا و نگهبان حقوق اربابش شد. اربابی که خود حقی نداشته. به واقعیتها نگاه کنید. بلوچ ها خیلی خوبند، خیلی ستمدیده اند درد کشیده اند، اما مگر ترکمن کم درد کشیده و ستم دیده، کم خون خورده و تحقیر شده؟ مگر انقلاب حق را به حقدار نمی رساند؟ مگر ترکمن زمین خودش را بازپس نمی خواهد؟ چند تا ترکمن را دیدید که در ورامین و کردستان، زراعت کرده باشند؟چند ترکمن را دیدید که در اصفهان باغ میوه درست کرده باشید؟ اگر یک ترکمن کارگر کار اصفهانی را از دستش گرفته بود و بیکارش کرده بود، حالا، برادر اصفهانی من برایش اسفند دود می کرد و خوش آمدگوئی می کرد؟ البته که نه... مسلما اصفهانی از نیروی انقلاب مدد می گرفت و کارش را پس می خواست.

به تاریخ رابطه استعماری بلوچها و ترکمنها نگاه کنید تا متوجه بشوید که خشم از کدام چشمه آب می خورد. ترکمن شورش کرده است یاغی شده است؟ این شوخی زشت را ترکمنها، بارها و بارها شنیده اند. برایشان، هیچ تازگی ندارد. اهمیت هم ندارد. هر سئوالی در باره ترکمن ها جوابی دارد، جوابی قانع کننده و دقیق و مقبول. چه خاصیت که فقط به صبوری و آرامش دعوتشان کنیم. به من بگویید قبل از آنکه آنها نعره بکشند تاچه حد به یاد آنها بودید؟ تا چه حد به دردهای آنها می اندیشید؟ زمان می خواهید؟ فرصت می خواهید؟ این بیماره تب دارد، تب سیاه، تب تاریخ، تب مرگ از درد است که به خود می پیچد. چه خاصیت که به او بگوییم: تحمل کن برادر خوب ما همه چیز به زودی درست خواهد شد. در بیمارستان بزرگ شما ای رهبران انقلاب بیمارانی مشرف به موت هستند و بیمارانی باسرماخوردگی مختصر. حق تقدم با کدام یک از ایشان است؟ رسیدگی به دردهای کدامیک را ترجیح می دهید؟

اما کسی که هزار کیسه ی اشرفی از دست داده. اگرصد کیسه اشرفی بخواهد، کم خواسته است؛ چرا که باید به آنچه از دست داده نگاه کنید.

من اعتقادم را به شهادت می گیرم که هموطن ترکمن ماه چیزی جز حقش را نمی خواهد، حقش را به عنوان یک ایرانی با ایمان، حقش را به عنوان یک کارگر و دهقان زحمتکش، حقش را به عنوان کسی که هرگز چیزی بیشتر از حق واقعی اش نخواسته است و همان را از او دریغ کرده اند

با رسیدگی سریع و دقیق به وضع آنها و توجه به خواسته هایشان راه را بر نفوذ ضدانقلاب ببندید و کاری نکنید . که تاریخ نویسان بنویسند: «بازهم حکومتی رفت و حکومتی آمد و دردش را ترکمن ها کشیدند...»

روزنامه جبهه ملی ایران. 11 اردیبهشت 1358

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط:

روزهای تلخ مهاجرت به کشور شوراها؛ از تورکمن صحرا تا تورکمنستان

بیاد انقلابی کبیر تورکیه دنیز گزمیش و یارانش

اسناد تازه یاب. اتهام واهی دادستانی ارتش: "این تورکمن ها جاسوس شوروی هستند"!

" زینب الرازویی"، زنی که اسلام‌گرایان را به ترس و وحشت انداخته است

انتخابات شوراهای ترکیه؛ شکست حزب اردوغان در پایتخت و استانبول

تأکید می کنیم: سیل تورکمن صحرا، نه گلستان!!!

کتابهای منتشر شده

شخصیت های مهم تورکمن

بیاد جانباختگان جنبش ملی تورکمن

  • توماج
    توماج
  • حاج محمد آخوندی
    حاج محمد آخوندی
  • جلیل ارازی
    جلیل ارازی
  • محمد اراز بهنام
    محمد اراز بهنام
  • حکیم شهنازی
    حکیم شهنازی
  • پرویز ایران پور
    پرویز ایران پور
  • سافارگل خالدزاده
    سافارگل خالدزاده
  • نورقلی پور
    نورقلی پور
  • سلیمان محمدی
    سلیمان محمدی
  • حمید یگن محمدی
    حمید یگن محمدی
  • عبدالله قزل
    عبدالله قزل
  • دورت لر
    دورت لر
  • رحمان بردی ندیمی
    رحمان بردی ندیمی
  • بهروز آخوندی
    بهروز آخوندی
  • انین گوگلانی
    انین گوگلانی
  • آرچا بصیری
    آرچا بصیری
  • قربان شفیقی
    قربان شفیقی
  • آتا خانجانی
    آتا خانجانی
  • حمید فرجاد
    حمید فرجاد
  • بهمن ایزدی
    بهمن ایزدی
  • توماجی پور
    توماجی پور
  • خدایبردی پنق
    خدایبردی پنق
  • صوفی زاده
    صوفی زاده
  • حاللی حاللی زاده (آلغیر)
    حاللی حاللی زاده (آلغیر)
  • عبدالرحمان دلاور اینچه برون
    عبدالرحمان دلاور اینچه برون

نظرات کاربران