Shirli2

عباس هاشمی که تار و پودش را سیاست شوونیستی درهم تنیده، برای اینکه از قافله توهین کنندگان به ملل غیرفارس عقب نماند، به درهم شکستن شخصیت شیرلی قهرمان، قصه سرایی می کند، زهی خیال و کوشش باطل. اگر عباس ذره ای وجدان می داشت، برای بیان یاد و خاطره یک لیدر، یک شخصیت مبارز نظیر شیرلی می بایست به نحوه مبارزه و نیروی وحدت بخش وی در جامعه تورکمن اشاره می کرد نه این چنین مهملات. اما چون روی این شوونیست ها از سنگ پای قزوین هم سفت و سیاه تر است، خجالت سرشان نمی شود. مگر گفتن خاطره قهرمانی های شیرلی قهرمان کم بود که چنین دروغ هایی را سرهم می کنند.

خوشبختانه آقای جوما بورش جواب دندان شکنی به دروغ و چرندیات دادند. جالب اینجاست برخی از تورکمن ها بجای تشکر و ایستادن در موضع آقای بورش، یکی وی را به دوگانگی در نشان دادن موضع سیاسی چریکی و غیرچریکی شیرلی متهم می کند و دیگری مثل نظری می نویسد: امروز در مرحلة چه بايد كرد هستيم و نه داستان عباس اقا و يا شاه عباس"- آیا دادن جواب دندان شکن به این نوع نمک خورها و نمکدان شکن ها جزو ناموس و شرف ملی نیست.

شیرلی قهرمان در سخنرانی هایش چه به تورکمنی و چه به فارسی دائما از شرف و ناموس و حیثیت ملی ملت خویش دفاع کرد. حالا شوونیست هایی مثل عباس هاشمی وی را سنت شکن می نامند. مگر شیرلی نمی داند که تورکمن ها به فارسها دختر و زن نمی دهند. این چه چرندیاتی است که از زبان زهرگونه عباس علیه شیرلی قهرمان جاری می شود. تورکمن می گوید: "آشینگی اییپ، تاباغینگا س....ماق" و اینها دقیقا همین کار کردند آش مان را خوردند و به ظرف آن تف کردند.

 

جوما بورش

شخصيت شيرلى توماج خدشه ناپذير است

عباس هاشمى، عضو كميته مركزى و مسئول شاخه نظامى چريك هاى فدائى آنزمان، در مقاله اى تحت عنوان: " بياد توماج و ياران مقتول تركمن صحرا! در عشق خانقاه و خرابات، فرق نيست! "، در لفافه تمجيد از شيرلى، اسطوره توماج را به عمد يا به سهو زير علامت سئوال برده است. اين فرد براى نخستين بار نيست كه به شخصيت ها و پديده هاى گنبد در آن سال چنين رندانه برخورد مى كند. او چند سال پيش نيز دست به تحريف واقعيات زده و مدعى عملياتى شده بود كه در آنها ابدا مشاركت نداشت.
عباس هاشمى در اين مقاله اظهاراتى را به شيرلى توماج نسبت داده كه در صحت آن جاى ترديد جدى وجود دارد. با شناختى كه من، دوستان نزديك و ديگران از توماج داريم، او از شخصيتى كه عباس هاشمى توصيفش را كرده است، فرسنگ ها فاصله دارد. نه فقط شيرلى توماج، بلكه هيچ تركمنى در دايره و محيط او و در جامعه آنروزى تركمن، محال است كه پيشنهاد ازدواج يك دختر تركمن با يك غير تركمن را بدهد، و مزيد بر آن بعنوان واسط ازدواج وارد ميدان شود. در عرف تركمن ها چنين اقدامى نه فقط نا متعارف ، كه ناپسنديده نيز هست. شيرلى توماج هرچند رابطه نزديكى با چريك ها داشت و با آنان در سطح تركمن صحرا بطور گسترده همكارى كرد، ليكن او قبل از هر چيز يك تركمن اصيل و پايبند به تمامى آداب و سنن خلق خويش بود. شيوه زندگى، رفتار اجتماعى و در نهايت فداكارى او در راه رسيدن به آرمان هاى تركمن ها خصائل والاى انسانى او را به اثبات مى رساند.
عباس هاشمى در ادامه ادعا هايش از قول شيرلى توماج مى نويسد: " تو خودت حتما میدانی که ترکمن ها همه، سازمان فدایی و ترا میشناسند و خودشان را هوادار سازمان میدانند. "
برخلاف اين مدعا بايد گفت كه نه تنها همه تركمن ها، بلكه همه هوادران تركمن چريك ها نيز عباس هاشمى را نمى شناختند و از وجود او هم ابدا اطلاعى نداشتند. مردم تركمن هرگز هوادار چريك ها نبوده و حتى به حضور آنان در منطقه نيز به ديده ترديد و سوء ظن نگاه ميكردند و شيرلى توماج هم به اين امر كاملن واقف بود. بنا بر اين بعيد بنظر ميرسد كه توماج عليرغم اين واقعيت چنين اظهاراتى را در برابر عباس هاشمى كرده باشد.
عباس هاشمى در آغاز مقاله خود مى نويسد: " تازه جنگ اول در ترکمن صحرا تمام شده بود و «ستاد خلق ترکمن» را که مدت کوتاهی تصرف کرده بودند باز پس گرفته بودیم ."
در اينجا نيز بايد با صراحت تمام اعلام كرد كه عباس هاشمى از بدو شروع جنگ تا اتمام آن غيبش زده بود و هيچنوع مشاركتى در جنگ و يا حضورى در صحنه آن نداشت و در طول جنگ هم مهمان كميته انقلاب پاسداران بود. از اينرو او نميتواند ادعا كند كه " ستاد خلق تركمن را باز پس گرفته بوديم. " ستاد مركزى شورا ها سه روز بود كه در تصرف كامل پاسداران قرار داشت و اين امر براى تركمن ها شكست بزرگى محسوب شده و عرق ملى آنها را جريحه دار كرده بود. از آنجا كه تا كنون هيچنوع تدبيرى در باب رهائى ستاد انديشه نشده و هيچنوع اقدامى نيز در اين رابطه صورت نگرفته بود، سه تن از جوانان تركمن بندر تركمن، خود رأسن، بدون اينكه هيچ احدى را در جريان نقشه آزاد سازى ستاد خود بگذارند، وارد عمل شدند. در سومين روز اشغال ستاد مركزى شورا ها، هنكاميكه آفتاب غروب كرده و سايه تاريكى همه جا را فرا كرفته بود، اين سه جوان پاكباخته از درون باغ ملى، از طرف ضلع جنوبى آن، به سوى ستاد شروع به پيشروى كردند. در رأس اين گروه چارى قرار داشت و دو همرزم ديگر پشت سر او در يك خط در حال حركت بودند. وقتى كه آنها حدودن نيمه اول راه را پشت سر گذاشته و به تير رس پاسداران رسيده بودند، نفر دوم در يك لحظه جلو زده و در رأس گروه قرار گرفت. در جواب چارى كه معنى اين حركت چيست، او جواب داد: امثال من در ميان تركمن ها زيادند، ولى ما يك چارى بيشتر نداريم! اين جوان غيور و فداكار خود را سپر بلاى همرزمان خود كرده و آماده بود كه هر آن مورد اصابت نخستين گلوله پاسداران قرار گيرد. آن شب ستاد مركزى شورا ها به همت اين سه نفر آزاد شد و عباس هاشمى و ديگر رفقاى چريك او حتى روحشان نيز از اين جريان خبر نداشتند. آن جوان فداكار تركمن كه خود را جلو انداخته بود، اكنون در قاره آمريكا، ديگرى در قاره اروپا و سومى در وطن خود ايران سكونت دارد. در ضمن شايان ذكر است كه اين سه جوان نه فقط هيچگونه سمپاتى نسبت به چريك ها نداشتند، بلكه در صف مخالفين آگاه و اقناعى آنان نيز قرار داشتند.
در مقابل رزمندگان صادق و مستقل تركمن، تركمن هايى نيز بودند كه از هوادران دو آتشه چريك ها بشمار ميرفتند. اينان ظاهرن چنان شيفته رهبرى چريك ها بودند كه لحظه اى خود را از آنان جدا نكرده و مطيعانه و بدون چون و چرا فرمان هاى آنان را اجرائى ميكردند. يكى از اين افراد كه جزو فعالين نيز محسوب ميشد، در ايام جنگ، روزى كه پاسداران، مجهز به نفر بر و سلاح هاى نسبتن سنگين، به مركز فرماندهى تركمن ها حمله ور شدند، اسلحه خود را زير اوركتش مخفى نموده و ميدان مبارزه را بسرعت ترك كرد! باز همين شخص، موقعى كه بعد از اتمام جنگ دستگير شده بود، همه فعالين تركمن را لو داد. مزيد بر آن، او در خودروى كميته انقلاب بهمراه باسداران در خيابانهاى گنبد گشت ميزد و رزمندگان تركمن را شناسائى ميكرد. اكنون اين فرد در يكى از كشور هاى اسكانديناوى اقامت دارد.
براى داشتن شناخت بيشترى از شخصيت عباس هاشمى، بجاست كه در اينجا بخشى از مقاله چارى كه در سال ١٣٨٥ در باره او نوشته شده ، نقل شود:

" آقاى عباس هاشمى در نقد كتاب „ سفر با بال هاى آرزو „ ى نقى حميديان، مطالبى را در نشريه آرش نوشته و در اين رابطه نيز گوشه اى از خاطرات خويش در گنبد را بقلم آورده است. وجه مشخصه اين نوشته بجاى تشريح امانت دارانه سير حوادث، دادن نقش كليدى به خود نويسنده در بطن اين حوادث و خودستائى بهت آور ايشان است. براى جلو گيرى از تحريف وقايع گنبد، دادن توضيح كوتاهى در اين رابطه را بعنوان شاهد قضايا ضرورى ميدانم.
من با آقاى هاشمى اواخر سال ١٣٥٧ در بندر تركمن آشنا شدم. ايشان بهمراه چند نفر از رهبرى چريكها ( اگر اشتباه نكنم آقاى نقى حميديان نيز همراه آنان بود) چند روزى مهمان من بودند و برخلاف ادعاى ايشان كه در اتاقهاى سرد و بى فرش بسر ميبردند، حداقل در مدت اقامتشان در بندر تركمن، اتاق پذيرائى بزرك، گرم و مفروش با قالى هاى اصيل تركمنى در اختيار داشتند. نا گفته نماند كه سر سفره صبحانه نيز هر روز خاويار تازه آماده بود؛ البته يكى از رفقاى آقاى هاشمى بدليل ديدگاه چريكى و قيود ايدئولوژيكى از سرو خاويار شديدا امتناع ميكرد.
حدود يك ماه و نيم بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، يعنى ششم فروردين ١٣٥٨، در ميتينگى كه در باغ ملى گنبد برپا شده بود، آقاى هاشمى و من نيز حضور داشتيم. چند روزى بود كه جو سياسى در تركمنصحرا و خاصه در گنبد بشدت متشنج بود. يك روز قبل از برگزارى ميتينگ، پاسداران گنبد يك جوان بيگناه تركمن را بقتل رسانده بودند.
وظيفه ما سازماندهى تداركات امنيتى ميتينگ و در شرايط اضطرارى دفاع از جان شركت كنندگان در آن بود، زيرا احتمال حمله مسلحانه پاسداران به ميتينگ وجود داشت. مسئوليت سياسى و نظامى تداركات امنيتى ما را كه گروه بزرگى از جوانان مسلح تركمن در آن شركت داشتند، آقاى عباس هاشمى بعهده داشت. طبق قرار قبلى، در صورت وقوع حادثه اى آقاى هاشمى و من كه در گوشه جنوب غربى باغ ملى ناظر اوضاع بوديم، مى بايست تصميمات ضرورى را ميگرفتيم و الزاما وارد عمل نيز ميشديم.
ديرى نپائيد كه حمله مسلحانه پاسداران گنبد به شركت كنندگان ميتينگ آغاز شد. آقاى عباس هاشمى كه اكنون عملا نقش سردار ميدان جنگ را بر عهده داشت، روحيه خود را باخته و بدون اينكه حتى يك كلمه با من صحبت و يا مشورت كند، ميدان را خالى كرد و ما تركمن ها را در مقابل موج عظيم پاسداران تنها گذاشت. در اين رابطه خود آقاى هاشمى نيز اعتراف كرده و نوشته بود كه او فورا به "ستاد" رفته بود تا تهران را در جريان اين هجوم قرار دهد.
بهر طريق ايشان با شروع جنگ، بدون آنكه حتى يك تير هم در دفاع از تركمن ها شليك بكنند، رفتند و تا پايان جنگ هم برنگشتند. "

بنابر اين، با در نظر گرفتن گوشه اى از كارنامه عباس هاشمى و با وقوف كامل به شخصيت بارز شيرلى توماج، مى توان از اين نقطه نظر حركت كرد كه اظهاراتى را كه ايشان به توماج نسبت داده اند، جعلى بوده و او يكبار ديگر خلاف واقع سخن گفته است.

جوما بورش
٦ مارس ٢٠١٩
كلن

نظرات نوشته شده برای مقاله آقای بورش:

Ahmad Babayani
آقای جوما من از کسی نمی خواهم دفاع بکنم اما شما اول مقاله می نویسید شیرلی توماج هر چند رابطه نزدیکی با چریک ها داشت و با آنان در سطح تر کمن صحرا بطور گسترده همکاری میکرد تا کید بطور گسترده و کمی بعد مردم ترکمن هرگز هوادر چریک ها نبوده و حتی به حضور آنان در منطقه نیز به دید تردید و سو ظن نگاه میکردند و شیرلی توماج هم با این امر کاملن و اقف بود ۰ با این تحلیل فکر نمی کنید خود شما شخصیت توماج را زیر سوال نمی بریید؟
Mohammad Nazari
خدا را شكر كه همش چند روز جنگ بود و اگر مثل جنگ ٨ ساله با عراق بود و يا مثل جنگ جهانى دوم بود ، لابد داستان هاى عجيب و غريبى مى شنيديم. در هر صورت داستان افرادى مثل عباس اقا ها و ديگر توركمنها را زياد شنيديم ، امروز در مرحلة چه بايد كرد هستيم و نه داستان عباس اقا و يا شاه عباس
  • راه سوم Says:

    توماچ یک ملی گرا با احساسات میهن پرستانه ترکمنصحرا نبود. بلکه یک کمونیست بود.

دیدگاه‌ها  

+1 #1 جوما 1397-12-16 12:13
جنگ گنبد صرفن يك جنگ نبود، بلكه حماسه اى بود برخاسته از دادخواهى، غرور ملى و پايدارى در برابر ستم و تعدى. اين حماسه در كنار حماسه گؤگ دپه وارد تاريخ شده و روايات آن از نسلى به نسل ديگر انتقال خواهد يافت. از اينرو ضرورى است كه تاريخ اين حماسه بايد مطابق حوادث رخداده و عارى از جعل و دستكارى ثبت شود. تاريخ شناسنامه هويت يك ملت است.
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط:

اعلامیه شورای همبستگی تورکمن صحرا: سالگرد اعلام جمهوری تورکمنستان گرامی باد!

استفاده غیرمجاز از لگوی مرکز مطالعات به منظور مغشوش کردن اذهان

روزهای تلخ مهاجرت به کشور شوراها؛ از تورکمن صحرا تا تورکمنستان

" زینب الرازویی"، زنی که اسلام‌گرایان را به ترس و وحشت انداخته است

غارت کمک های اهدائی به سیلزدگان تورکمن توسط سپاه پاسداران

فاجعه سیل کم بود، جنایات زابلی ها هم به آن اضافه شد!

کتابهای منتشر شده

شخصیت های مهم تورکمن

بیاد جانباختگان جنبش ملی تورکمن

  • توماج
    توماج
  • حاج محمد آخوندی
    حاج محمد آخوندی
  • جلیل ارازی
    جلیل ارازی
  • محمد اراز بهنام
    محمد اراز بهنام
  • حکیم شهنازی
    حکیم شهنازی
  • پرویز ایران پور
    پرویز ایران پور
  • سافارگل خالدزاده
    سافارگل خالدزاده
  • نورقلی پور
    نورقلی پور
  • سلیمان محمدی
    سلیمان محمدی
  • حمید یگن محمدی
    حمید یگن محمدی
  • عبدالله قزل
    عبدالله قزل
  • دورت لر
    دورت لر
  • رحمان بردی ندیمی
    رحمان بردی ندیمی
  • بهروز آخوندی
    بهروز آخوندی
  • انین گوگلانی
    انین گوگلانی
  • آرچا بصیری
    آرچا بصیری
  • قربان شفیقی
    قربان شفیقی
  • آتا خانجانی
    آتا خانجانی
  • حمید فرجاد
    حمید فرجاد
  • بهمن ایزدی
    بهمن ایزدی
  • توماجی پور
    توماجی پور
  • خدایبردی پنق
    خدایبردی پنق
  • صوفی زاده
    صوفی زاده
  • حاللی حاللی زاده (آلغیر)
    حاللی حاللی زاده (آلغیر)
  • عبدالرحمان دلاور اینچه برون
    عبدالرحمان دلاور اینچه برون

نظرات کاربران