bahar

   در آغاز کلام فرا رسیدن ملی  "ارگنه قـون/ باهار بایرامی" (نوروز) را به تمامی ایل-اولوس شادباش گفته، سالی پربرکت، صحت و سلامتی و تابش نور گرمابخش تانگری آسمانها را تمنا می کنم.

       قبل از اشغال سرزمین تورکان، تورکیستان و از آنجمله تورکمنیستان شمالی توسط بلشویکهای روس، جشن سال نو با شکوه خاصی برگزار میگردید. گرچه در زمان شوروی نوروز در تورکمنیستان غدغن اعلام نشد ولی آنرا "میراث زیانبخش کهنه" نامیده میشد که به این جشن ملی نوعی گرایش منفی را بوجود آوردند. حتی برخی از "متفکران" ما آنرا "جشن کردان" (تورکمنهای تورکمنیستان شمالی به فارسها کرد می گویند) نامیده، سعی میکردند آنرا از مردم خویش مبرا سازند. در تورکمنیستان جنوبی نیز اینگونه تبلیغات رایج است و نوروز را بقایای آتش پرستی و مغایر با اسلام معرفی میکنند.

   بعداز استقلال تورکمنیستان، در دهمین نشست اتحادیه نویسندگان تورکمنیستان در تاریخ بیست و هشتم فوریه سال ۱۹۹۱، نوروز بعنوان عید ملی به تصویب رسید و از آن پس هرسال این جشن ملی با شکوه خاصی برگزار میگردد و این روز در کشور تعطیل رسمی می باشد.

   نوروز جشن شکوهمند تمامی ملل آسیای میانه است. این روز، روز زایش نوین طبیعت و گرمابخش حیات جانداران مقدس شمرده میشود. نوروز، متعلق به قوم یا ملت خاصی نیست و هیچکی حق آنرا ندارد که این جشن بزرگ طبیعت را بخود محدود نماید. در برخی کشورها نظیر تورکیه، کردها از این فرصت که برای صلح و شادمانی پیش آمده، بعنوان روز تظاهرات سیاسی علیه رژیم استفاده می کنند و اینگونه تبلیغ می کنند که این جشن مختص بخودشان است. در صورتیکه "نوروز" نمی تواند یک کلمه کردی باشد چرا که در زبان کردی به "روز"، "روژ" می گویند. در زبان فارسی نیز تقریبا همیشه، صفت بعداز اسم می آید. بنابراین تعریف این روز در زبان فارسی نه "نوروز"، بلکه بایستی "روز نو" گفته شود (مثل لباس نو، خانه نو...).

   اگر نوروز آغاز سال نو باشد، چرا در زبان فارسی بجای اینکه به آن "نو سال/ سال نو" بگویند، روز نو اطلاق میشود؟ از آن گذشته قدمت زبان فارسی کنونی آنچنان نیست که به این جشن باشکوه اسمی همانند نوروز بدهد. در پهلوی باستان و کتاب اوستا نیز به کلمه نوروز برنمی خوریم.

 

   پس ریشه این کلمه "نوروز" در کجاست؟

 

   بنا به حدس و گمان ما این کلمه از زیانی دیگر به فارسی ترجمه شده و این معنی را بخود گرفته است. همانند بیشتر کلماتی که از زبان همسایگان از جمله تورکی، وارد زبان فارسی گشته است. و چون این جشن بهاری نخستین بار در بین سومریان و دیگر تورکان آسیای میانه فعلی یرگزار میشده و از آنجا توسط سومریان به شوش و مزوپوتامیا منتقل شده، می توان گفت که نام اصلی این جشن را که برما نیز فعلا معلوم نیست، بصورت ترجمه به زبان فارسی وارد گشته است. ولی بجای اینکه معنای سال نو را برساند، بعنوان روز نو معرفی شده است.

   در آثار دانشمند و وزیر معروف قاراخانیان، یوسف حاجب خاص (اهل بلاساغون) بنام "قوتادغو بیلیک" (علم سعادت بخش) باب ویژه ای درباره نوروز و بزرگداشت آن هست. همچنین بنا به نوشته مورخ مشهور دوره مغولها، خواجه رشید الدین فضل الله همدانی بنام "جوامع التواریخ"(ص ۲۹) این چنین آمده است: " روز تولد اوغوزخان طبیعت سراسر به سبزه گرایئد و همه جا گل شکوفان گشت، پس روز تولد اوغوزخان را آغازگر سال نو اعلام کردند  و آنرا اوغوز گونی نامیدند."

   دکتر مهرداد بهار نیز در مقدمه کتاب خود بنام "تخت جمشید" و هم در مصاحبه خویش با مجله "آدینه" (بهار ۱۳۷۲) می نویسد: "... جشن نوروز در اصل یک جشن آریایی نبوده بلکه نخست در بین سومریان مرسوم بوده است."  نخستین تقویم/ روشمار و سالنگار در بین ایرانیان به همت جلال الدین ملکشاه سلجوقی و دانشمندان آن دوره نظیر عمرخیام تدوین گشت. (جهت آشنائی بیشتر با ریشه پیدایش نوروز می توان به جزوه ای که توسط بگمراد گری تهیه شده و توسط انجمن فرهنگی تورکمنهای برلین در ژانویه ۹۸ منتشر شده رجوع نمود)

   در اثر معروف "تاریخ بخارا" نوشته ابوبکر نرشچی و نیز "حدود العالم" در وصف نوروز و جشن بهار فصل های ویژه ای وجود دارد.

  در ادبیات تورکمنی از شکوه و بزرگداشت "باهار بایرامی" (جشن نوروز) فراوان سخن گفته میشود. در بین تورکمنها با حساب کنونی، ۱۰ روز مانده به نوروز، جشنی بنام "چوپون نوروزی" (نوروز چوپانی) برگزار میشود. که معمولا چوپانان با مشاهده طلوع ستاره مخصوصی فرا رسیندن آنرا اولین بار مژده میدهند.

   احترام به نوروز در آثار شاعر ملی مان مختومقلی فراغی نیز بعینه مشاهده میشود:

    « یرده نوروز حورماتی، گؤکده یئلدیز حورماتی،

       آیئنگ- گونینگ حورماتی، گناهیم گذشت ایله."

     (به حرمت نوروز در زمین، و ستارگان آسمان،

       به احترام ماه و خورشید، از گناهانم درگذر."

 

   جشن نوروز در بین تورکمنها سمبل برکت، احترام و کمک به هم نوعان است. در این روز کودکانی را که به سن نوجوانی میرسند را سوار بر اسبی سفید کرده، از جامی طلائی آب می نوشانند.

 

  در شب فرا رسیدن نوروز، دختران بازیهای مخصوصی چون "مونجیق آتدی" برگزار می کنند. در این بازیها ابیات زیرین بین بازی کنندگان رد و بدل میشود:

      « نوروز گلدی بو گیجه،          غیزلار آتارلار بیجه،

       کیمینگ بیجه سی چیقسا        بایراغی حوروز- جویجه."

     (نوروز آمد امشب                دختران قرعه می اندازند،

      قرعه بنام هر کس بیافتد        هدیه اش خروس و جوجه است)

در این روز نوجوانان و خردسالان نیز همراه والدین خویش به دامنه های کوه و دشت می زنند وبه  بازیهای مخصوصی چون " آشیق اویونی"، "چیلیک" ... می پردازند. فرزندانی که در این روز بدنیا می آیند را "نوروز" و " نوروزقولی" می نامند.

آرنه گلی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط:

" زینب الرازویی"، زنی که اسلام‌گرایان را به ترس و وحشت انداخته است

غارت کمک های اهدائی به سیلزدگان تورکمن توسط سپاه پاسداران

فاجعه سیل کم بود، جنایات زابلی ها هم به آن اضافه شد!

بخش دوم: به پیشواز جشن ملی ارگنه قــون، جشن بازگشت به سرزمین پدری

به پیشواز عید ملی ارگـنه قـون (بـهار بـایرامی)-شامان اوت

جنایات فاریابی همدانی تنها یک نمونه است، نگاهی به تاریخچه غصب اراضی تورکمن ها

کتابهای منتشر شده

شخصیت های مهم تورکمن

بیاد جانباختگان جنبش ملی تورکمن

  • توماج
    توماج
  • حاج محمد آخوندی
    حاج محمد آخوندی
  • جلیل ارازی
    جلیل ارازی
  • محمد اراز بهنام
    محمد اراز بهنام
  • حکیم شهنازی
    حکیم شهنازی
  • پرویز ایران پور
    پرویز ایران پور
  • سافارگل خالدزاده
    سافارگل خالدزاده
  • نورقلی پور
    نورقلی پور
  • سلیمان محمدی
    سلیمان محمدی
  • حمید یگن محمدی
    حمید یگن محمدی
  • عبدالله قزل
    عبدالله قزل
  • دورت لر
    دورت لر
  • رحمان بردی ندیمی
    رحمان بردی ندیمی
  • بهروز آخوندی
    بهروز آخوندی
  • انین گوگلانی
    انین گوگلانی
  • آرچا بصیری
    آرچا بصیری
  • قربان شفیقی
    قربان شفیقی
  • آتا خانجانی
    آتا خانجانی
  • حمید فرجاد
    حمید فرجاد
  • بهمن ایزدی
    بهمن ایزدی
  • توماجی پور
    توماجی پور
  • خدایبردی پنق
    خدایبردی پنق
  • صوفی زاده
    صوفی زاده
  • حاللی حاللی زاده (آلغیر)
    حاللی حاللی زاده (آلغیر)
  • عبدالرحمان دلاور اینچه برون
    عبدالرحمان دلاور اینچه برون

نظرات کاربران