این که زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند و بدون آزادی آنان جامعه هرگز روی آزادی را بخود نخواهد دید واقعیتی انکار ناپذیر است. تا وقتی که قشر زن روشنفکر در جامعه شکل نگیرد و از دامان آنان فرزندانی آزادمنش پرورانده نشود، جامعه در قعر جهل و نکبت دست و پا خواهد زد. تا وقتی که زن خود مفهوم آزاد زیستن را درک نکند، هرگز نمی توان با بیان نامه ها و صدور پیامهای انقلابی آزادی را به آنان هدیه داد، چرا که حق گرفتنی است نه دادنی.

در ایران جمهوری اسلامی زنان از ابتدائی ترین حقوق خویش محروند، با آنان هنوز هم مثل دو سه قرن گذشته رفتار می شود، هنوز هم آنان با عناوینی تحقیرآمیز همچون "ضعیفه"... مورد خطاب واقع می شوند. سنگسار می شوند، مورد تجاوز جنسی واقع می شوند، بدون رضایتشان هوو بر سرشان آورده می شود، حق طلاق از آنها سلب شده، در محاکم اسلامی حرفشان خریداری ندارد و حتی در نوع پوشش آزاد نیستند، شرایط و زندگی رقت آور و خفت باری كه امروز بر زن ستمدیده ایرانی تحمیل شده است غیراخلاقی و مغایر با شان انسانیت است. این زندگی فرو انسانی، از حجاب اجباری و به حاشیه رانده شدن از صحنه حیات اجتماعی، نیم انسان و مهجور شمرده شدن در ساحه حقوق و جزا و قانون و قضا و اقتصاد و مدیریت، صیغه ضداسلامی، منع اجرای هنرهای ملی آواز و رقص و ورزش آزادانه و مختلط زنان و مردان، جداسازی زنان و دختران از پسران و مردان در مدارس و اجتماع، منع پوشش ملی و فولكلوریك و ... غیرقابل قبول و غیر قابل تحمل است. خوشبختانه در ایران هستند گروههایی که برای آزادی زنان فعالیت می کنند و کمپین های وسیع راه می اندازند، باشد روزی که زن بمعنای کامل کلمه، حقوقی کاملا برابر با مردان داشته باشند.

  و اما زنان تورکمن ایرانی در مقایسه با زنان فارس زبان از ستمی مضاعف رنج می برند. حقوق آنان نه تنها در موارد ذکر شده بالا لگدمال می شود، بلکه زنان تورکمن از نوشتن و خواندن به زبان ملی شان نیز محرومند، آنان نمی توانند اسامی دلخواه خودشان را که ملهم از فرهنگ ملی شان است را به نوزادانشان بدهند و نوزادانشان را با فرهنگ ملی شان بپرورانند. زن تورکمن از کوچکترین حقوق ابتدایی نظیر پوشش ملی شان در مراکز دولتی محروم است. زنان تورکمن بلحاظ اقتصادی به مردان وابسته اند و این امر سبب پیوستگی شدید و اطاعت کامل آنان از مردان را سبب می شود. زن تورکمن در سنن و آدابی دست و پا می زنند که هیچ سنخیتی با فرهنگ اصیل و ملی تورکمنی ندارد، دستورات مذهبی شدید مانع از بروز استعدادهای آنان می شود. در صورتی که در طول تاریخ زن تورکمن همواره آزاد زیسته حتی شریک زندگی شان را خودشان انتخاب میکردند، نوعی مادرسالاری حاکم بود. جوان تورکمن فرد ناشناس را "دایی" خطاب می کند، یعنی وی را با نسب مادری خویش پیوند می دهد. برای توضیح بیشتر در این باره که بی مناسب با روز جهانی زن نیز نیست لحظاتی را در لابلای تاریخ سپری می کنیم تا ببینیم که زن تورکمن در طول تاریخ چه نقشی در جامعه داشته و چه رشادتهایی از خود نشان داده است.

مجسمه خدای زن که در حفاری نوسای تورکمنستان بدست آمده و نشان از جایگاه والای زن در آن ایام خبر می دهد.

 

  در اسطوره های حماسی قورقوت آتا و گوروغلی به والا بودن مقام زن اشارات متعددی می شود. در داستان "بیرک قهرمان"، نامزد وی بانو چیچک پس از کشتی گرفتن، تیر انداختن و مسابقه اسب، حاضر به زناشویی با وی می شود. در داستان "سالیر غازان" همسر وی سلجان خاتون برای حفظ ناموس اش(بهنگام اسارت) برای اینکه شناخته نشود حاضر می شود که فرزندش قربانی شود. در تمامی داستانهاهای دوازده گانه قورقوت آتا، زن همواره مشاور همسر خویش است که عین این پدیده ما در "آغایونس پری" گوروغلی نیز شاهدیم. در اوغوزنامه از شش زن نام برده می شود که به مقام "بگی" رسیدند و سرنوشت ایل بدست آنان سپرده شده است. آخرین نسل از زنان رهبر تورکمن گلجمال خان، خان ماری (مرو) بود که در سال 1880 پس از فوت همسر قهرمانش نوربردی خان بجای وی نشست.

 

شاهزاده تومار

  بنابه شواهد تاریخی از جمله گفته های هرودت در حدود سیصد سال پیش از میلاد مسیح در کناره شرقی دریای خزر "داهه" ها زندگی میکردند (داهه ها اجداد طایفه تورکمنی داز های کنونی محسوب می شوند که در شرق آق قالا زندگی میکنند). پس از مرگ رهبر داهه ها (ماساگت ها) همسر وی تومار (توماریس به نوشته هرودت) رهبری را بدست میگیرد . وی با رشادت تمام لشکر متجاوز کوروش هخامنشی را دفع و سرش را از تن جدا میکند.

سیاح معروف مراکشی ابن بطوطه در سفرش به نزد تورکان در قرن پانزدهم در باره  موقعیت زنان تورك می نویسد:

"مقام زن پیش توركها خیلی والا و محترم است چنانكه بالای فرامین شاهی مینویسد: به فرمان سلطان و خاتون ....." (ص 284)
"...امیر (تركان) در پیش خاتون برخاست و سلام كرد و او را در كنار خود نشاند. كنیزكان، خاتون را در میان گرفتند و آنگاه (شراب) قـمیز آوردند. خاتون قدحی ریخت و به دو زانو در برابر امیر نشسته قدح را به دست او داد. ... امیر نیز قدحی به خاتون داد و با هم طعام نشستند ... پنجره های اطاقـك را نمی بندند. روی زن هم باز است، چه زنان ترك چادر به سر نمیكنند. (ص
370)

    در سیستم حقوقی جوامع و دول توركی پیش از اسلام زنان از موقعیت والا و حقوق سیاسی برخوردار بودند. چنانكه در كتابه های گٶك تورك گفته می شود: "خداوند توركان، برای آنكه ملت تورك از بین نرود، پدرم ایلدریش خاقان و مادرم ایل بیلگه خاتین را فرستاد". در میان توركان و جوامع آنها، رسم پوشانیدن روی و موی و بدن نبود.

   پس از آنكه توركان اسلام آوردند در حقوق و موقعیت اجتماعی و سیاسی زنان هیچ تغییر و افول مهمی حادث نشد. به تصریح نظام الملك خانهای توركستان، در تمام امور دولتی با زنان و خاتینها مشاوره كرده و نظرات و آرا زنان را بر مردان ترجیح می داده اند. زنانی چون آلتین جان همسر توغرول بیگ سلجوقی، گٶهر، خواهر آلپ آرسلان سلجوقی، تركه ن خاتین همسر ملكشاه سلجوقی (1072 م) به مقام امیری رسیدند.
  دوران دولت توركی قراختائیان، دوران برجسته نفوذ و اقتدار سیاسی زنان تورك در ایران است. در میان قاراخیتایها مانند دیگر دولتهای توركی و طبق فرهنگ سنتی توركان، به حاكمان و امرای زن متعدد كه اسامیشان همه عنوان خاتین ویا تركه ن دارد برخورد میشود. از این میان "قوتلوق خان خاتین" (
25 سال حكومت كرده است)، "حُسن شاه پاشا خاتین" (10 ماه حكومت كرده است)، "مخدوم شاه قوتلوق خاتین" (9 سال حكومت كرده است) كوردوجین (همسر بانفوذ سویورقاتمیش)، آبیش خاتین (بانوی مقتدر قراخیتای)، شاه عالم (دختر كوردوجین، همسر ایلخان مغول) كه از نامداران تاریخ سیاسی ترك های ایران میباشند قابل ذكراند. دوره سالغوریها نیز مانند اكثر دیگر دولت های تركی به داشتن حكمرانان زن مشهور است. در میان سالورها زنانی مانند "بورلا خاتین" و "سالور بارچین" كه به امارت رسیده اند دیده میشود. (به نقل از وب لاگ ترکن تورک)

  وقتی که نادرشاه با خدعه و نیرنگ سبب کشته شدن فتح علی خان قاجار شد، فرزند وی محمدحسن خان به نزد دایی اش بگنج خان داز آمد و مورد حمایت وی قرار گرفت. نادر سفیرانی را نزد بگنج خان فرستاده خواهان استرداد وی می شود، هنگامیکه مردان در بیرون چادر در این باره مشورت میکردند زن خان بنام اوغول باغیت روسری خود را به طرف آنان انداخته میگوید: "بهتر است شما مردان چادر بر سر کنید، ما زنان از مهمانمان حمایت خواهیم کرد." (سعید نفیسی تارخ ایران ج دوم) در طول تاریخ تورکمن بودند زنانی که "بأش تلپگی بیر غینگاجا دانگیپ گیت= پنج کلاه به یک روسری نمی ارزد."

  شاعر ملی تورکمنها مختومقلی در قرن هیجدهم در اشعار خویش به وصف زنان پرداخته (دنیا سؤزی منگزأر دووزسیز تاغاما- سؤز ایچینده گلین قیز هم بولماسا= سخن ایام همانند غذای بی نمکی خواهد شد اگر در آن زن سخنی بمیان نیاید) و چند همسری را بشدت نکوهش کرده است (هر کیشی نینگ ایکی بولسا عیالی- گیجه گوندیز ایشی قیل و غال بولار)

در سال 1881 بهنگام هجوم وحشیانه ارتش روسیه تزاری بسرکردگی ژنرال اسکوبلف به گوک تپه، نه تنها مردان، بلکه زنان نیز در حالیکه کودکانشان را به پشت شان بسته بودند به دفاع از سرزمین آبا و اجدادی شان پرداختند. یکی از افسران شرکت کننده در جنگ درباره شجاعت زنان تورکمن چنین نوشته است: " در چند قدمی موضع سربازان ما از داخل گودالی بسوی ما شلیک میشد، ما به آنطرف رفتیم، با کمل تعجب مشاهده کردیم که زن تورکمنی یکی از دو طپانجه اش را به زمین گذاشته و خشاب دیگری را پر میکرد. وی بدستور ما دست از این کار کشید، وی را به قرارگاه آوردیم و توسط مترجم گفتیم که نترس، ما به تو زیان نخواهیم رساند. وی در حالیکه مثل ببر می غرید و آتش از چشمانش می بارید گفت: " ما چرا بترسیم، شما کافران باید بترسید، تا وقتی که دشت را از خونتان مالامال نسازیم شما از دست ما رهایی نخواهید یافت". ما از شهامت این زن تورکمن تعجب کردیم و مجبور به تغییر در تاکیتک جنگی خود شدیم." (بارانسکی: در نبرد گوک تپه)

آرتیق گول (تاتیانا)

در نبرد مرگ و زندگی گوک تپه دخترکی شش ساله به اسارت روسها در می آید. وی به پطربورگ برده می شود و چون اسارت وی طبق تقویم روسی مصادف با روز "تاتیانا" بوده، اسکوبلف به وی نام تاتیانا را بر می گزیند. تاتیانا در مدارس عالی آن دوره تحصیل و به مقامهای عالی علمی می رسد، وی چندین زبان خارجی را فرامیگیرد و بعنوان معلم به مدارس عالی اوکرایئن فرستاده می شود. سپس وی به تورکمنستان آمده در کنار انقلابیونی چون غایغیسیز اتابای و محمدقلی آتابای (مدیر روزنامه ماوراء بحر خزر) به روشنگری زنان تورکمن پرداخته و به افشای جنایات و ظلم مأمورین پادشاه می پردازد، تا اینکه تاتیانا تکینسکی را از کشور تبعید می کنند. در سن چهل سالگی تاتیانا با حالی پژمرده و مریض به تورکمنستان بر میگردد و این بار به کمیته جمع آوری کمک مالی به انقلابیون تورک برهبری اتاتورک می پیوندد و پس از افشا شدن کارشان به زندان می افتد. وی در سال 1924 در سن 46 سالگی چشم از جهان فروبست.مردم تورکمن به پاس احترام به وی او را "آرتیق گول" نامیدند و خاطره اش را همیشه گرامی میدارند.

 بهنگام پیروزی انقلاب اکتبر زنان تورکمن همدوش مردان در کمیته های انقلابی شرکت کردند، در پیکار علیه بیسوادی زنانی مانند انه قولیوا نقش بسزائی ایفا کردند. در دوران جنایات تصفیه خونین استالینی باز هم بودند زنانی که زندگی به خفت و خواری را به زندان و مرگ و تبعید ترجیح دادند، نام و خاطره زنانی که در سرمای کشنده سیبری جان باختند تا ابد در یاد ملت تورکمن باقی خواهد ماند.  و باز این زنان تورکمن بود که دوشادوش دیگر زنان اتحاد شوروی در نبرد علیه فاشیسم هیتلری با تمام توش و توان خویش پشت جبهه را تقویت بخشیدند. در دوران برقراری نظام توتالیتر و سرکوب هر نوع صدای اعتراض باز این شیرزن تورکمن آنناسلطان ککیلوا بود که با تمام قوا ظلمی را که به زنان روا میشد را افشا میکرد، طوری که دستگاه امنیتی و ک گ ب بیش از این نتوانست وی را تحمل کند و آنناسلطان توسط رژیم حاکم بر تورکمنستان برهبری غفوروف به سیزده سال اسارت در بیمارستان روانی محکوم گردید و در آنجا در سن 41 سالگی جان سپرد.

و اینک نیز زنان تورکمنستان در صحنه سیاست جهانی با ایجاد سازمانهایی چون "سازمان هلسینکی تورکمن برای حقوق بشر" به مبارزه علیه رژیم دیکتاتوری حاکم بر تورکمنستان می پردازند. یاد آی گول تأجی یووا نماینده مجلس تورکمنستان که سال گذشته در غربت چشم از جهان دوخت گرامی باد که از زمره شیرزنان تورکمنستانی بود که علیه رژیم دیکتاتوری نیازوف علمدار مبارزه بود.

 زنان تورکمنهای ساکن ایران نیز دوشادوش مردان در صحنه سیاسی و اجتماعی نقش بزرگی ایفا کردند و می کنند. زنان تورکمن در مبارزه علیه غصب زمینهای اراضی شان شجاعانه در مقابل مأمورین ژاندارمری شاه ایستادگی کردند، چندین نفر از آنها کشته و زخمی شدند، خانه هایشان و اموالشان غارت شد ولی لحظه ای دست از مقاومت نکشیدند و باز این خانم دکتر مهین گرگانی بود که نه تنها پزشکی دلسوز برای مردم منطقه بود بلکه توانست در سال 1352 با اخذ کرسی نمایندگی مجلس توانست از این تریبون به مردم خویش خدماتی نمود.

 

Dr. Mehin Gorgany

(1310-1376)

 هنوز چندماهی از سقوط رژیم فاشیستی محمدرضا شاه نگذشته بود که رژیم جمهوری اسلامی  در فروردین سال 1358 جنگی را بر مردم تورکمن تحمیل کرد که در این نبرد نابرابر بسیاری از مردم بی گناه تورکمن شهید شد. خانم صفرگل خالدزاده و بایرام بی بی ملتی همراه با کودک چند ماه اش قربانی تیر جانیان شدند.

ولی آیا می توان جلوی قیام یک ملتی را گرفت؟ در سراسر صحرای تورکمن زنان و دختران تورکمن با شجاعت تمام در راهپیمایی های شان از خواسته برحق و ملی ملت خویش دفاع کردند و ندای حق طلبانه خویش را در سراسر ایران زمین گستردند.

و باز اینک زنان و دختران تورکمن در کارزار ادبی برای روشنگری ملت خویش دمی از مبارزه نمی ایستند. شاعران و نویسندگان و خبرنگاران چندی از بین دختران تورکمن با خلق آثار نویی، صفحات روزنامه ها و سایت های اینترنتی را آذین می بخشند که مایه افختار ملت خویش اند.

و اما بعنوان ختم کلام!

ما بعلت دور نگهداشته شدنمان از فرهنگ ملی خویش نتوانستیم آنچنان که شایسته زنان قهرمان ماست، یادشان را گرامی بداریم. ما نام فلان مبارز زن را از فلان کشور دور افتاده یا نام شهدای زن فلان گروه سیاسی را بهتر از شیرزنان خویش می شناختیم و به آنان افتخار کردیم. حالا نوبت تجلیل همیشگی از زنان قهرمان خودمان رسیده است. نویسندگان، شاعران و محققان تورکمن وظیفه و مسئولیت بزرگی در شناساندن مبارزه زنان تورکمن به ملت خویش دارند و بایستی این وظیفه را آنچنان که شایسته است با تمام توش و توان ایفا نمود.

  در زیر تصاویر زنانی از تورکمنستان دوره شوروی را نشان می دهیم که هر یک در شکوفا ساختن فرهنگ ملی ملت تورکمن نقش بسزایی ایفا کردند.

  

 

از راست: مایا گوزل آی مأدووا (هنرمند سینما)- روزا تؤرأیووا (خواننده اوپرا)- اورازگول آننامیرادوا (پیانیست)- تاوشان اسن اوا (نویسنده)

 

 

دیدگاه‌ها  

0 #1 عظیم قرینجیک 1397-03-17 14:43
درد و ستم به زنان و دختران غیور و زحمتکش ترکمن که یکی دوتا نیست …

عظیم قرنجیک

می توان مشاهده کرد ، که در کناره های خیابان ، زنان چین به جبین نشسته ، و جگر از غم روزگار سوخته ای می بینی ، که نیمچه بساطی پهن کرده ، چشم انتظار مشتری اند ، تا که لقمه و معیشتی فراهم کنند ، که به منزل که می رسند ، شرمنده فرزندان قد و نیم قدشان نگردند . آری اگر چه مختومقلی این شاعر ملی ما فرموده » دونیا سوزی منگزار دووزسیز طاغاما » ، ولی این مردان و زنان ترکمن عاصی از ستم زمانه ، که از فرط ناداری و بیکاری و… ، نمی توانند کمر راست کنند ، و از طرفی در فکر حفظ آبروی خود نیز هستند ، در حسرت همان » دووزسیز طاغام ها » هم مانده اند . و …

سلام و عرض ادب ، حرمتلی آغا ، آرنه گلی
سخن از ستم به زنان و دختران غیور و زحمتکش ترکمن ، و غدغن بودن پوشاک و پوشش سنتی برای زنان و دختران ترکمن در ادارات و مدارس ، و همینطور زبان مادری در مدارس و … ، در کنار عقب ماندگی و بیکاری و نشستن پشت دار قالی و امراض مترتب بر آن کرده اید ، که خود واقعیتی است . در کنار این واقعیت هایی که به اجمال اشاره کرده اید ، در چند دهه اخیر ، واقعیت های دیگری نیز نه تنها برای زنان و دختران ، بلکه برای جوانان و مردان نیز رو نموده ،و آن بیکاری و نا اشتغالی و …. و عوارض و آسیب های اجتماعی و فقر و ناداری و… ناشی از آن است ، که جامعه ترکمن را مبتلابه خود کرده است . اگر گذری ، نظری بر دو طرف جاده های اصلی شهرهای شمالی کشور داشته باشیم ، جای جای کناره های جاده ها ، دستفروشانی از جوانان و میانسالان ( اعم از مرد و زن )ترکمنی را می بینیم که ، با اندک سرمایه خود ، و یا تمسک به توان مالی واسطه ها و دلالان آشنای شان ، پوشاک و البسه های وارداتی از هند و … به دست گرفته و یا به طنابی آویخته اند ، و چشم انتظار مسافرانی هستند که ، توقفی کرده و دستی بر لباس های نه چندان با کیفیت وارداتی بکشند ، و اگر طبعشان بکشد ، به ثمن بخس ، خریدی انجام دهند ، تا نانی به کف آنان نشسته ، خانواده ها را دل از عزا در آورند . همین بساط را علاوه بر شهرهای ترکمن نشین ، در درون شهرهای دور و نزدیک منطقه ، و گاهاً در شهرهای بزرگتر نیز می توان مشاهده کرد ، که در کناره های خیابان ، زنان چین به جبین نشسته ، و جگر از غم روزگار سوخته ای می بینی ، که نیمچه بساطی پهن کرده ، چشم انتظار مشتری اند ، تا که لقمه و معیشتی فراهم کنند ، که به منزل که می رسند ، شرمنده فرزندان قد و نیم قدشان نگردند . آری اگر چه مختومقلی این شاعر ملی ما فرموده » دونیا سوزی منگزار دووزسیز طاغاما » ، ولی این مردان و زنان ترکمن عاصی از ستم زمانه ، که از فرط ناداری و بیکاری و… ، نمی توانند کمر راست کنند ، و از طرفی در فکر حفظ آبروی خود نیز هستند ، در حسرت همان » دووزسیز طاغام ها » هم مانده اند . و …
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آمار بازدید کنندگان

بازدید امروز : 29
بازدید دیروز : 171
بازدید هفته :873
بازدید ماه :4849
بازدید کل :47922

شخصیت های مهم تورکمن

بیاد جانباختگان جنبش ملی تورکمن

  • توماج
    توماج
  • حاج محمد آخوندی
    حاج محمد آخوندی
  • جلیل ارازی
    جلیل ارازی
  • محمد اراز بهنام
    محمد اراز بهنام
  • حکیم شهنازی
    حکیم شهنازی
  • پرویز ایران پور
    پرویز ایران پور
  • سافارگل خالدزاده
    سافارگل خالدزاده
  • نورقلی پور
    نورقلی پور
  • سلیمان محمدی
    سلیمان محمدی
  • حمید یگن محمدی
    حمید یگن محمدی
  • عبدالله قزل
    عبدالله قزل
  • دورت لر
    دورت لر
  • رحمان بردی ندیمی
    رحمان بردی ندیمی
  • بهروز آخوندی
    بهروز آخوندی
  • انین گوگلانی
    انین گوگلانی
  • آرچا بصیری
    آرچا بصیری
  • قربان شفیقی
    قربان شفیقی
  • آتا خانجانی
    آتا خانجانی
  • حمید فرجاد
    حمید فرجاد
  • بهمن ایزدی
    بهمن ایزدی
  • توماجی پور
    توماجی پور
  • خدایبردی پنق
    خدایبردی پنق
  • صوفی زاده
    صوفی زاده