• تاریخ تمدن ملت تورکمن در عصر باستان. این سکه نشان می‌دهد که در دوره اشکانیان، تئاتر وجود داشته و در گسترش فرهنگ و دانش فعال بوده است. ساسانیان، که تمام آثار باستانی اشکانیان (پارت) ها را محو و نابود کرده‌اند، دشمنان تمدن تورکان بوده‌اند.

 سیمرغ: ( سئین موئوروک/ شاهین بلندپروازِ ترانه سرا)

سئین= سائین= شاهین از واژه اوستائی (اوشاهین= اوچاغان/پروازگر)

مو= موسیقی، ترانه (ماولاماق= صدای آهنگین)

ئوروک= اؤریأن/ بافنده

واژه فارسی (مرغ) هیچ وجه تسمیه‌ای ندارد اما در ترکیب تورکمنی فوق (موئوروک= ترانه ‌سرا= مرغ) است!

 

نام همه شخصیت‌های درگیر در شاهنامه فردوسی دارای ترکیب اوستائی و وجه تسمیه تورکمنی است. رستم نه تنها زابلی نیست که خود زابلی‌ها، سیستانی‌هائی هستند از قوم (ساکا)‌های تورانی. سیستان معرب سک ستان است.

ساسانیان دشمن سرسخت اشکانیان و تورانیان که شهر بزرگ ساکاها را به آتش کشیدند که امروزه شهرسوخته نامیده میشود.

واژه (زال/ معرب چال) به معنی سپید موی، در نزد تورکمن‌ها هم‌اکنون (چال) نامیده می‌شود یا (جوگندمی)!

 

در دوره اشکانیان تورکمن (ق. م 250) واژه (ئیلیم داتس= ناشران علم و دانش= از واژۀ تانیش، تانیشماق، آگاهی) بر سکه‌ای اشکانی ضرب گشته؛ که دری را (درگاه علم) نشان می‌دهد، چوبین که بر دو سوی آن در ماسک‌هایی تئاتری در حال خنده و گریه حک شده و بر بالای آن عقابی بزرگ بال گشوده است! این سکه نشان می‌دهد که در دوره اشکانیان، تئاتر وجود داشته و در گسترش فرهنگ و دانش فعال بوده است.

 

ریشۀ واژۀ باغشی:

برابر گزارشات ارسطو در کتاب‌های (بوتیقا) یا (رئوتریقا) نیز بنیانگذار شعر و موسیقی و تئاتر (باگوس) معرفی می‌شود.

معنی این واژه به تلفظ و ترکیب اوستائی (باگوسا= منظومه‌سرا، داستان‌سرا) می‌باشند به ترکیب و معنی:

باگوس

(با= افسانه، داستان منظومه، تاریخ­- بای تورکمنی فعلی وارد در ترکیب (باستان = بای آست یانا= سرزمین نشینگاه افسانه)

گوس= سرودن- (قوش ش= سرودن) (قوش ماق= سرودن) تورکمنی از آنست.

ا= علامت فاعلی، و درجایگاه (أر، ئر= صاحب، نر، مرد)

این واژه باستانی در ترکیب (باگوسان= افسانه‌سرایان) پدیدآورنده (باءگوشی= افسانه‌سرا، داستان‌سرا) یعنی واژه فعلی (باغشی) است که واژه‌های تورکمنی(باءگوسان) با از دست دادن بخش‌هایی از خود، در طول دورانی هزاران ساله، واژه‌های دیگری را پدید آورده است:

 

واژۀ اوزان:

اوسان= اوسانه( فارسی شده اش افسانه)است. اوسان= اوزان= ترانه سرایان آوازخوان تورکمن می باشد. (دولت ایله گلر بولسا باغشی بیلن اوزان گلر. ضرب المثل تورکمنی)

 

ساسانیان، که تمام آثار باستانی اشکانیان (پارت) ها را محو و نابود کرده‌اند، دشمنان تمدن تورکان بوده‌اند.

‌ساسانیان خود را زرتشتی می‌نامیدند تا (اوستای) زرتشت پیامبر(ع) را کتاب آسمانی خود بنامند و ایرانیان را فریب دهند، در حالیکه نه قادر بودند اوستا را بخوانند و نه قادر به آموزش علوم آن کتاب‌ها بوده‌اند! نه تنها از اصالت‌ها و ارزش‌ها و علوم و شخصیت‌های باستانی ایران اطلاع نداشتند که از آئین‌ها و سنت‌ها و اخلاق جامعه نیز بی‌بهره بودند!

به همین دلیل است که جامعه را به 4 طبقه تقسیم کردند که در آن فرودست، حق صعود و بالا رفتن به فرادست را هرگز نداشت، اگر چه شایستگی‌های فراوان داشته باشد. ازدواج با محارم را ساسانیان در ایران آن عصر جاری ساختند.

حتی فردوسی طوسی می‌ گوید:

                                       ز اشکانیان جز نام نشنیده‌ام     نه در نامه خسروان دیده‌ام!

بدانید که از طرح نابودی تورانی ها و اشکانیان توسط دشمن (ساسانیان) آگاهانه بود. فردوسی دریای خروشان خزر را نمی‌بیند و چشم بر حقیقت می‌بندد، اما دریاچه هامون را جایگاهی مقدس می‌نامند که (سوشینات= مهدی آخرالزمان) اوستای زرتشت= پیامبر(ع) قرار است از آنجا ظهور کند! که بسی جای تحقیق و تأمل دارد.

 

آنچه باعث سردرگمی باستان‌شناسان، خاصه زبان‌شناسان زبان‌های باستانی شده است، تعیین واژگان زبان سانسکریت (ق.م -700) هندوستان به عنوان عیاری برای ترجمه کتاب‌های باستانی بوده است، در حالیکه زبان باستانی تورکمن یکی از کهن‌ترین زبان های قدیمی است.

 

وجه.... زبان «سانسکریت= زبان ادیبان» و زبان «پاکریت»= زبان محاوره‌ای و کوچه بازاری نیز  ملهم از زبان تورکی/ تورکمنی است:

 

(سانسکریت) صحبت کردن واضح و روشن

سان س= سانیک، سانماق تورکمنی (شمردن، بحساب آوردن)

کر= گور لمک تورکمنی(صحبت کردن)

ئیت= ئیتی اوستائی= در تورکمنی انجام دادن کاری (اتمک)

 

پاکر به تورکمنی پاقیرداماق(پاقیردی، صحبت کردن نامفهوم)

پا= اپا= در تورکمنی (حاپا)، آشغال، آشغال‌گونه

یت= اتمک

 

واژۀ جمشید:

 

«ییم خشائیت»= جمشید. این واژه دارای معانی بسیاریست، از جمله به این ترکیب‌ها و معنی‌ها؛

ییم= در تورکمنی ییغنانماق(اجتماع)

خشا= (به تورکمنی قوشا/ قوشولماق، حلقه زدن، خوشه) حکومت، شاهنشاهی، کشاورزی، جفت زیستن، خوشه (حکومت شورائی)

ا= به

ئیت= هدایت‌گر، هدایت‌کننده. بنابراین معنی خشائیت:

1- هدایت‌کننده اجتماع به حکومت (شاهنشاهی)

2- هدایت‌کننده اجتماع به کشاورزی

3- هدایت‌کننده اجتماع به جفت‌ زیستن

4- هدایت‌کننده اجتماع به خوشه (شورا)

 

- از سمبل‌های فراوان ایشان، یک سمبل به عنوان تاج شاهنشاهی الهی؛ (خشا= حلقه= کمربند) به تلفظ تورکمنی (قوشاق در سلطه گیرنده) در ترکیبات (عألِم قوشار= رنگین‌کمان، حلقه عالم) از آنست! در عصر ایشان و پیامبران باستانی دیگر (حلقه‌ای از شاخ و برگ گیاهان سبز بر دور سر ایشان) بوده است! این سمبل در جاهایی به نام (خوئر آنگهی= آرمان آریائیان= آریا از ریشۀ تورکی أر و آراسسا/پاک--- یا نرمردان خودی) می‌آید که اشاره به این دارد که (گیاهان= محور حیات) در عالم‌اند و جهان و حیات انسانی و حیوانی، بدون آن، قطعا نابود می‌شود.

 

برابر آئین دموزی عهد باستان! که این واژه در زبان تورکمنی حتی فارسی در ادبیات کهن حضور دارد و (تموز، توموس= تابستان تورکمنی= به معنی (له‌کننده جوانه‌ها و رستنی‌ها) معنی دارد!

 

- از دیگر سمبل‌های جهانی ایشان در کشاورزی که خود نخستین بنیانگذار کشاورزی خاصه در تاریخ تمدن چین این خردمند خیرخواه به تلفظ (یو) نخستین کشاورز آسمانی است که به نظر می‌آید به این ترکیب و معنی باشد (ییو= نرمرد دروگر= آوماق- ساییدن) و سمبل ایشان در این امور (گاو) است.

 

ریشۀ واژۀ سورمک (شخم زدن):

 

در اوستا عنوان شخم کار (سؤئرئیش= سورمک، یر سورمک در تورکمنی) هست. این واژۀ اوستائی، سازنده واژه عربی (ثور ، سور= گاو) و سازنده واژۀ سومری- مصری (سرس= گاو) باستانی و مورد ستایش مصریان بوده و از عصر باستان تاکنون، در نزد اقوام کهن و باستانی، جایگاه ارزشی و دینی احترام به (گاو) در نزد مللی مثل هندوستان، از آثار و یادگارهای ایشان است.

در اوستا این عنصر به تلفظ و معنی دیگری نیز می‌آید (بغا= گاونر) در تورکمنی(بوغا= گاونر) و نیز به معنی (قدرت) است!

این سمبل در عصر بعدی و در دورۀ هخامنشیان بصورت (گاو بالدار با چهره انسان) محترم‌ترین شخصیت عصر آمده است. در کتیبۀ بیستون (بگا= گاونر) می‌آید. 

 

واژۀ پزشک

حکیم در اوستا به صورت (بیشئیشک= پزشک) معرفی می‌شود. به این ترکیب و معنی:

بیشئیشک (در کار سوزش و درد= پزشک) همین واژه اوستائی، تورکمنی، ‌سازنده واژه فارسی (پزشک) است!

بیش=  بیشمک، سوزش، سوختن، درد

ئیش/ ایش= کار، درکار سوزش

ک= مخفف (ایک) که در اوستا و کتاب‌های باستانی تورکمن‌ها هم به عنوان (ی) نسبت و هم به عنوان فاعل (فاعل کار) می‌آید.

ا= علامت فاعلی و (صاحب، نر، مرد)

 

گا، گیاه:

 

گائَوش= در تورکمنی گأویش) جونده گیاه، مرد تبلیغ‌کننده (سبزی‌ها آسمانی‌ها)

به این ترکیب و معنی اوستائی:

گا= به تورکمنی «گؤک) گیاه، سبز، آبی.

ئوئوش= خردکردن،

ا= علامت فاعلی، مرد فاعل عمل

-ئوئوش در تورکمنی(ائومک= آوماق/ سائیدن)

- ( ا = علامت فاعلی) اوستائی در تورکمنی (ار= کننده کار) مانند (ایدیر= راهنمایی‌کننده)

در فارسی مانند (کئرایک ئر= (از ترکیب کار+ أر) = کارگر فعلی فارسی!

 

خود زرتشت در جائی میگوید: «چرا بر من می‌خندند که من میوه گیاهی مانند (کدو، خربزه، هندوانه با پوست) می‌جوم و می‌خورم ؟! چرا سروده‌های مرا پاره پاره و لگدکوب می‌کنند... و می‌خندند؟!»

 

 واژۀ زئوس:

«زئوس» خدای خدایان یونان باستان، خدای باد و باران و طوفان است که این واژۀ یونانی خود متحول شده واژه اوستائی (گئوش/گأویش تورکمنی) به واژه یونانی «زئوس» است این واژه اوستائی (گئوش= نشخوارگر، جونده گاو و ...) در فارسی فعلی ترکیباتی از آن را به صورت‌های فعلی (جـِوِش، جویدن، جونده) را پدید آورده است! در زبان تورکمنی واژه‌های (گائوشأر= نشخوار می کند) (نشخوارگر، نشخوار کننده) و (گائوش= نشخوارکن)، (گائوشِمک= نشخوارکردن ) ... و غیره را می سازد!

همین واژه اوستائی (گائوش= نشخوارگر، گاو) توسط سرخپوستان تورک نژاد به انگلیسی وارد و واژه‌هایی چون=Cow) و (گاوچران = (Cowboy را می‌سازد!

در زبان تورکمنی نیز (گائو= گاو) و در فارسی (گاو) از همین ریشه است! واژه تورکمنی (سغیر= گاو) و واژه عربی (ثور = گاو) از ریشه (سوئرئیش= شخم‌کار) اوستائی متحول شده است.

واژه‌های مشترک تورکمنی، انگلیسی (اوکیز= گاونر) تورکمنی برابر انگلیسی (گاونر= OX) دارای چنین ترکیب و معنی اوستائی ست که در طول هزاران سال تغییر و تحولاتی یافته است!

- (اکن ییز = گسترندۀ کشاورزی ) اکنییز اکنیز- اوکیز= گاونر = OX   انگلیسی (گاونر به تلفظ انگلیس اوکس=  OX)

 

به مقالۀ فوق اضافات و تلخیص داده شد.

منبع

http://www.turkmensnews.com/

دیدگاه‌ها  

0 #1 ساسانی 1397-07-22 14:20
هرکاری هم بکنید
باز نمی تونید خودتونو برتر از ساسانیان نشون بدید حتی اگه جعل کرده باشن
انها 5000 سال پیش عمل چشم و مغز انجام می دادند و از سیستم آبرسانی شهریی استفاده می کردنند
همه اینا در شهر سوخته (زابل) مشهوده
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط:

کتاب سیری در تاریخ سیاسی - اجتماعی ترکمن ها

کتاب تورکمنلر و ایراندا ملی مسئله

کتاب تورکمن ها در اسناد و مکاتبات تاریخی

هجوم وحشیانه یگان شیلات به صیادان زحمتکش سواحل بندرتورکمن

کنوانسیون خزر و برونگرایی در سیاست خارجی تورکمنستان

ترک تحصیل دانش آموزان تورکمن در مناطق مرزی روند رو به رشد دارد

کتابهای منتشر شده

آمار بازدید کنندگان

بازدید امروز : 1633
بازدید دیروز : 1539
بازدید هفته :8363
بازدید ماه :12843
بازدید کل :76562

شخصیت های مهم تورکمن

بیاد جانباختگان جنبش ملی تورکمن

  • توماج
    توماج
  • حاج محمد آخوندی
    حاج محمد آخوندی
  • جلیل ارازی
    جلیل ارازی
  • محمد اراز بهنام
    محمد اراز بهنام
  • حکیم شهنازی
    حکیم شهنازی
  • پرویز ایران پور
    پرویز ایران پور
  • سافارگل خالدزاده
    سافارگل خالدزاده
  • نورقلی پور
    نورقلی پور
  • سلیمان محمدی
    سلیمان محمدی
  • حمید یگن محمدی
    حمید یگن محمدی
  • عبدالله قزل
    عبدالله قزل
  • دورت لر
    دورت لر
  • رحمان بردی ندیمی
    رحمان بردی ندیمی
  • بهروز آخوندی
    بهروز آخوندی
  • انین گوگلانی
    انین گوگلانی
  • آرچا بصیری
    آرچا بصیری
  • قربان شفیقی
    قربان شفیقی
  • آتا خانجانی
    آتا خانجانی
  • حمید فرجاد
    حمید فرجاد
  • بهمن ایزدی
    بهمن ایزدی
  • توماجی پور
    توماجی پور
  • خدایبردی پنق
    خدایبردی پنق
  • صوفی زاده
    صوفی زاده
  • حاللی حاللی زاده (آلغیر)
    حاللی حاللی زاده (آلغیر)
  • عبدالرحمان دلاور اینچه برون
    عبدالرحمان دلاور اینچه برون